مركز اطلاع رساني پايگاه شهيد كميلي
 
امور فرهنگی پایگاه شهید کمیلی شرکت آب و فاضلاب روستایی خراسان جنوبی

در روز 22 بهمن ماه سال 1390 سالروز بزرگداشت پیروزی انقلاب اسلامی بار دیگر بسیجیان مخلص پایگاه شهید کمیلی شرکت آبفار خراسان جنوبی با اقتدار و پرانرژی تر از قبل ظاهر شدند.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 23 بهمن1390 توسط محمد كرامتي نژاد

وعده دیدار ما بسیجیان شنبه 90/11/22 گردهمایی در میدان ابوذر رو به روی درب شهرداری بیرجند اجر همه شما با صاحب الزمان.


پیروزی انقلاب اسلامی ایران (دهه مبارک فجر)

پدید آورنده : عبداللطیف نظری ، صفحه 42

روزهای فراموش ناشدنی

این روزها، روزهایی ماندگار و فراموش ناشدنی در تاریخ ملت بزرگ ماست، روزهای پیروزی انقلاب اسلامی است؛ انقلابی که رساترین فریاد تاریخ، یعنی امام امت، آن را رهبری کرد و به فرجام رساند و برای حفظ آن، با تمام وجود تلاش کرد. انقلابی که مبتنی بر بینش عمیق توحیدی و الهام گرفته از انقلاب سرخ عاشورای حسینی بود، که در آن عده ای قلیل، با اعتقادی وسیع و راسخ، نیروهای کفر و باطل را شکست دادند و چشم قدرتمندان را خیره ساختند. با پای گذاردن در دایره معنویت و ایثار و شهادت بود که فرزانگان خاک، از این سرزمین پاک، به سوی افلاک، پر گشودند و تا نهایت تاریخ جاودانه شدند.یاد تمامی شهیدان انقلاب اسلامی همیشه سبز باد.

فرصت بازنگری

دهه فجر، فرصت بازنگری در ارزش ها و آرمان هاست؛ و این که چه بودیم و چه می کردیم و چه می خواستیم، و اکنون کجاییم و چه می کنیم. کمترین ثمره این انقلاب، گشودن فصلی نو در تاریخ معاصر است و این کم چیزی نیست. آیا احساس سربلندی نمی کنید که آیین و مکتب شما، یعنی اسلام حیات بخش، امروز در دل میلیون ها انسان ناامید و سرخورده بارقه امید آفریده و آنان به نجات خویش در پناه اسلام، امیدوار و دلخوش اند، و در این راه، عاشقانه تلاش می کنند؟

خورشید فجر آفرین

وقتی که امام آمد، ستم رفت، شاه رفت و پلیدی و تباهی و سیاهی رخت بربست. وقتی که امام آمد، لاله ها سر از خاک برآوردند و فرشی برای گام های پرصلابت او شدند. وقتی که امام آمد، باغچه ها گل داد، دل ها شادمان شد و امت جشن برپا کردند. وقتی که امام آمد، عشق و ایمان را به ما هدیه کرد و ایثار را به ما آموخت.

وقتی که امام آمد، آزادی به خانه ها برگشت، ما استقلال خویش را باز یافتیم و جمهوری اسلامی با دست مبارک او بنیاد نهاده شد.

وقتی که امام آمد، تمامی امیدها و خوبی ها را با خود به ارمغان آورد. پس مبادا «راه امام» را گم، و «کلام امام» را فراموش کنیم. همه مان بدانیم که اگر امروز، فجری داریم، از فروغ آن خورشید فجر آفرین است.

یک گل و صد بهار

یاد آن روزی که بهمن گل به بار آورده بودو آن زمستانی که با خود نوبهار آورده بود
یاد باد آن دل تپیدن های مشتاقان یارو آن عجب نقشی که آن زیبا نگار آورده بود
عشق را صد رشته جان، در لعل نوشین بسته بودحسن راصد چشم دل، آیینه وار آورده بود
از گلستان شهیدان تا به مهرآباد عشقموج دریای زمان، چشم انتظار آورده بود
منکران گفتند با یک گل نمی گردد بهارلیک ما دیدیم، یک گل صد بهار آورده بود
در نگاهش جلوه گل بود و با غوغای عشقدر چن هر گوشه ای را صد هزار آورده بود

معجزه الهی

پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بدون شک معجزه ای الهی بود که به دست معجزه گر مردی از سلاله پاک رسول خدا صلی الله علیه و آله ، به انجام رسید و چشم امید مظلومان و مستضعفان جهان را به خود خیره ساخت. تأثیر سریع انقلاب اسلامی در منطقه و بر آشفتن شعله خشم مردم مسلمان و غیرمسلمان در بسیاری از کشورهای تحت سلطه استعمار، گواه روشنی بر این مدعاست؛ زیرا در کمتر مقطعی از تاریخ، شاهد پیروزی و تأثیرگذاری قاطع جنبشی صرفا مردمی بوده ایم.

تثبیت انقلاب

اکنون که در مقطع خاصی از تاریخ تحولات جهان و هم چنین، درموقعیت حساس و سرنوشت سازی از دوران انقلاب اسلامی قرار گرفته ایم، مسئولیت ما ایجاب می کند تا واقعیت ها، ریشه ها و آثار گوناگون انقلاب را در ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بشناسیم تا بتوانیم با برنامه ریزی حساب شده ارکان انقلاب را تثبیت کنیم.

دوام انقلاب

استمرار هر جنبشی به زنده نگه داشتن انگیزه های اصلی آن جنبش وابسته است. انگیزه اصلی مردم مسلمان ایران در رویارویی با رژیم طاغوت عبارت بود از: تلاش برای ایجاد استقلال فرهنگی، آزادی سیاسی و جمهوری اسلامی. با تحلیل دقیق این انگیزه ها در مرحله نظر و سپس برنامه ریزی عملی برای اجرای آنها در سطح اجتماع، می توانیم دوام انقلابمان را تأمین کنیم.

جلوگیری از انحراف انقلاب

راز انحراف هر نهضتی، در انحراف از آرمان ها، ریشه های استوار آن نهضت نهفته است؛ به عنوان مثال، نهضتی که بر پایه اقتصاد و با اعتماد بر پول پولداران استوار است، با کاهش امکانات مادی رو به انحطاط خواهد گذاشت. و بالعکس، نهضتی که ایمان و عقیده در آن بیشترین اهمیت را دارد گرچه از تأثیر عوامل اقتصادی بر کنار نیست اما تهاجم فرهنگی برنده ترین سلاح در قطع ریشه های آن است.رهبر معظم انقلاب اسلامی، مدظله العالی، در رهنمودهای خویش پیوسته از دسیسه ها و حیله های دشمنان فرهنگی کشور، پرده برداشته اند. از جمله می فرمایند «مسئله تهاجم فرهنگی که ما بارها روی آن تاکید کرده ایم، یک واقعیت روشنی است که با انکار آن نمی توانیم اصل تهاجم را از بین ببریم. تهاجم فرهنگی وجود دارد. اگر ما آن را انکار کردیم مصداق این فرموده امیرالمومنین علیه السلام می شویم که فرمودند: «تو اگر درسنگر به خواب بروی معنایش این نیست که دشمن هم درسنگر مقابل به خواب رفته است....» باید توجه داشته باشیم که انقلاب فرهنگی در [معرض] تهدید است.

حدیث حماسه

شب تیره حاکمیتِ ستمگران هول انگیز و دردآلود بود و مردمان در ظلمات جهل و ستم می سوختند تا آن که این روزگار آغشته به آلودگی و اختناق به سر رسید و پس از سیاهی 2500 ساله سحر از راه رسید و سپیده بردمید. خورشید فروزان انقلاب، همچون معجزه ای اعجاب انگیز، از افق توحید طلوع کرد و بر روی عاشقان حق و حقیقت روزنه امید و آرامش گشود. آری مشعل داران بزرگ حماسه از پس انبوه سیاهی و ستم حماسه ستیز با ستم و بیدادگری را زمزمه کردند و با خون خویش طلوع این خورشید شکوهمند را نوید دادند. پرتوهای این خورشید فروزان، نهال آرمان های والای امت اسلام را به بالندگی رسانید و باغ های اندیشه را بارور ساخت و در پرتو آن، نغمه توحید و صلای ایمان در همه جای کشور طنین انداز شد.

رمز پیروزی انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره)

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، طولی نکشید که پرتوهای معنوی این بارقه الهی مرزهای جغرافیایی را درنوردید و مسلمانان جهان را از خواب غفلت بیدار کرد و رستاخیز اسلامی را در سراسر جهان پدید آورد. زیرا این انقلاب، جنبه معنوی و دینی داشت و از این رو، توانست در کشورهای اسلامی نفوذ کند و هزاران انسان را شیفته خویش سازد. امام خمینی(ره) در معرفی انقلاب اسلامی و بیان رمز پیروزی آن فرمودند: «... این قیام، قیام حق بر باطل بود، قیام عبودیت بر طاغوت بود، قیام انسانیت بر توحّش بود. رمز پیروزی ما در این بود که نهضت ما جنبه معنوی و اسلامی داشت...» این هدیه غیبی بود که [خداوند] به ما داد. این استقلالی که خدای تبارک و تعالی به ما داده و دست اجانب را کوتاه کرده، برای خاطر آن قدرت ایمان و وحدت کلمه بود».

انفجار شگفت انگیز

این رویداد شگفت انگیز چون انفجاری عظیم، گیتی را به تزلزل درآورد و ساکنان آن را در بهت و تحیّر فرو برد و تمامی تحلیل ها و برنامه ریزی های سیاست مداران و سازمان های جاسوسی و اطلاعاتی دنیای استکبار را دگرگون ساخت و راه تازه ای پیش روی حقیقت طلبان گشود. آنان که در گرداب ضلالت و مرداب مادی گرایی و رفاه طلبی فرو رفته بودند، با حساب و کتاب های دنیایی و اندیشه های علیل سیاسی خود نتوانستند از این رویداد معجزه آسا درک درستی یابند و به صراحت از درماندگی خود پرده برداشتند. امام خمینی(ره) درباره این گونه افراد فرموده است:

«... رسوایی شان به خاطر آن است که اسلام و نفوذ معنوی آن را درتوده های مردم نشناخته اند و چشم و گوش خود را از شناخت حقیقت ها بسته اند».

شمیم بهار

بیا بیا که شمیم بهار می آیددل رمیده ما را قرار می آید
سر از افق بدرآورد صبح آزادیسرود فتح و ظفر زین دیار می آید
بیا که شد سپری دوره تباهی هازمان سروری و اقتدار می آید
گریخت ظالم و برچیده شد بساط ستمنهال حق و عدالت به بار می آید
بیا که گر رود اهریمن از وطن بیرونفرشته از طرف کردگار می آید
خوش آمدی به وطن مقدمت گرامی بادصدای هلهله از هر گذار می آید

قیام للّه ، عامل پیروزی انقلاب اسلامی

مهم ترین و اساسی ترین عامل پیروزی انقلاب اسلامی، قیام مردم برای خدا بود و این نکته حساسی است که از دید غربی ها و سیاست مآبان مادی گرا، خارج و از حیطه تفکر محدود آنان بیرون، و برای آنها و دنباله روان شان واژه ای نامفهوم است. حضرت امام(ره) در این باره چنین می فرمایند: «رمز پیروزی ما در این بود که نهضت ما تنها سیاسی نبود. فقط برای نفت نبود. [دارای[ جنبه معنوی و اسلامی محض بود. رمز پیروزی، اتکال به قرآن، و شیوه مقدس شهادت است. در عین حال که با تانک ها و مسلسل ها روبرو بودند، با دست خالی پیروز شدند. مشت بر تانک غلبه کرد.

شما رمز پیروزی را حفظ کنید».

انقلاب در روش ها و منش ها

حضرت امام(ره) پیش از آن که مردم را به انقلاب بر ضد طاغوت وادارد، انقلابی در درون دل هایشان آغاز کرد. بنابراین انقلاب اسلامی ایران، انقلابی بود بر ضد تمام ارزش های به ارث مانده از دوران سمت شاهی؛ انقلابی بود در روش ها، منش ها، سنت های جاهلی. انسان هایی که گاهی برای به دست آوردن وسایل بهتر زندگی، تظاهرات می کردند، چنان متحول شدند که باسخنرانی ها و رهنمودهای جاوید امام راه چند ساله را یک شبه طی کردند.

جوانانی که به فکر آرایش ظاهری خود و دنبال شهوات نفسانی بودند، این بار در جستجوی حقیقت، راه شهادت پیش گرفتند و حسین وار، ندای «هیهات منّا الذّلة» سر دادند و ارزش های طاغوتی را مبدّل به ارزش های قرآنی کردند.

ماه ظفر

مژده ای منتظران ماه ظفر باز آمدماه بهمن به دو صد شوکت و فر باز آمد
دور رنج و تعب حق طلبان شد سپریروز فخر و شرف اهل نظر باز آمد
شد فروزان به جهان کوکب اقبال وطنصبح پیروزی ما بار دگر باز آمد

فرا رسیدن دهه مبارک فجر و سالروز پیروزی بزرگ انقلاب اسلامی را به ملت شریف ایران، تبریک عرض می کنیم و امیداوریم گرامی داشت پیروزی انقلاب انگیزه ای برای انقلاب درونی ما باشد و همچنان که بر نظام پوسیده شاهنشاهی پیروز شدیم و آن دیوان و دوزخی دلان را از کشور خارج ساختیم، بر نفس اماره خویش نیز پیروز شویم و شیطان و اغواهای شیطانی را برای همیشه پاکسازی کنیم، چرا که در آن صورت به پیروزی حقیقی رسیده ایم و انقلاب اسلامی از هر گزندی ایمن کرده ایم.

دست آوردهای انقلاب اسلامی

با پیروزی انقلاب اسلامی، تحولات عمیقی در داخل کشور و جهان ایجاد شد که مهم ترین آنها عبارت است از:

1ـ شکوفایی معنوی و گرایش مردم به سمت ارزش های اسلامی. 2ـ احیای اصل امامت در قالب ولایت فقیه. 3ـ گسترش آزادی های مشروع که خود موجب حضور بیشتر مردم در صحنه های مختلف اجتماعی شده است.

4ـ فعال شدن حوزه و دانشگاه در صحنه های علمی و اجتماعی و وحدت این دو جناح مهم و سرنوشت ساز. 5ـ حضور فعال زنان در انقلاب و بالا رفتن منزلت زن در ایفای نقش سیاسی. 6ـ طرح مسأله استکبار ستیزی در سطح بین المللی و احیای فریضه جهاد و بیداری ملت های مظلوم در مقابل مستکبران و سلطه طلبان. 7ـ مطرح شدن اسلام در صحنه های بین المللی به عنوان قدرتی قابل توجه.

تاریخ انقلاب را باید خواند

تاریخ انقلاب را باید با خامه ای خون نگار بر صفحه جان ها نوشت و بادیده عبرت مطالعه کرد. تاریخ انقلاب را بایدنوشت تا آیندگان بفهمند که این انقلاب و میوه پر طراوت آن، یعنی نظام اسلامی آسان به دست نیامده و در پای واژه واژه این کتاب مقدس، خون پاک ترین و رشیدترین فرزندان این ملت ریخته شده است. تاریخ انقلاب را باید حفظ کرد، تا آنان که «در» «فجر» چشم به جهان گشوده اند و در «روشنایی» پا گرفته اند، قدر نعمت «روز» را بدانند و تصویری از سیاهی «شب» در ذهن خویش داشته باشند. تاریخ انقلاب را باید نگاشت و هر روز آن را مرور کرد تا موریانه های غفلت از درون تهی مان نکنند. تاریخ انقلاب را باید برای نسل جوان انقلاب خواند تا بدانند که نیاکانشان برای پیروزی و تداوم آن چه خون دل ها خورده اند، و چه شکنجه ها و مرارت ها و تبعیدها به جان خریده اند. باید به نسل جوان و نسل انقلاب یادآوری کرد تا میراث گرانسنگ انقلاب را ارزان از دست ندهند و آن را بیهوده در پای دنیاخواهی و شهوت طلبی قربانی نکنند.

12 بهمن 57

در این روز، پس از سال ها که از هجران امام می گذشت و پس از انتظاری سرخ و طاقت سوز، امام در میان استقبال گرم عاشقان وفادار خویش بر خاک وطن قدم نهاد. آن روز مریدان آرزومند و امیداور؛ این گونه سرودند:

ای نور چشم ملت ایران خوش آمدیای یوسف عزیز به کنعان خوش آمدی
دیدی که چشم مردم ایران سپید گشتیعقوب وار، در غم هجران خوش آمدی

تهران، آن روز شاهد بزرگترین استقبال تاریخ بود. جمعیتی پنج میلیونی که در طی روزهای گذشته مشتاقانه از شهرستان ها به تهران آمده بودند، در مسیری 33 کیلومتری در پیش قدم های مبارک امام، گل های سرخ و اشک های شوق فرو ریختند.

19 بهمن 57

در این روز پرسنل سرافراز نیروی هوایی در برابر امام(ره) رژه رفتند و با فریادهای افتخارآمیز «ما قطره ای از ارتش توایم خمینی»، وفاداری خود را به امام و امت انقلابی اعلام کردند.

21 بهمن 57

در این روز، دشمن کور دل که در تدارک توطئه خائنانه کودتا برای درهم کوبیدن انقلاب بود، ساعات منع عبور و مرور را از چهار و نیم بعدازظهر تاساعت دوازده روز بعداعلام کرد. رهبر خردمند انقلاب، حضرت امام خمینی(ره)، به مردم دستور دادند که به اعلامیه حکومت نظامی وقعی ننهند، و تا پیروزی نهایی، همچون روزهای قبل به خیابان ها بریزند. جنگ خونین گارد شاهنشاهی با نیروی هوایی آغاز شد و مردم مسلح به یاری افراد نیروی هوایی شتافتند.

22 بهمن 57

دراین روز، سقوط نظام 2500 ساله استبداد و پایان شب سیاه ستم تحقق یافت و نغمه دل انگیز «در بهار آزادی، جای شهدا خالی» همه جا طنین انداز شد. «در این روز، امام امت، شرنگ مرگ به کام شاهان ریخت، سلطه را به قبرستان سلطنت سپرد و کنگره های قصر استکبار را ویران کرد. در این روز، نفس های سبز بهاری در تنمان جاری شد. «22 بهمن، ستم نابود شد، پلیدی رفت و تباهی و سیاهی رخت بر بست. در 22 بهمن، شادی و سرور به خانه ها آمد، استقلال نصیب ما شد، و نور جمهوری اسلامی دمید. در 22 بهمن، باغچه هامان گل داد، دلهامان شادمان شد و مردم ما جشن پیروزی بر پا کردند. دراین روز، ما به همه خیرها، امیدها و خوبی ها نایل شدیم. این جشن بی بدیل بر همگان خجسته باد.

بعثت جدید عصر

اکنون در آستانه شروع بیست و دومین سال انقلاب اسلامی و بعثت جدید عصر قرار داریم. در این روز توان و تلاش ملتی خستگی ناپذیر، طومار حکومت ظالمانه ستم شاهی رادرهم پیچید و بنای عدالت و استقرار نظامی بر اساس معیارهای اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله را فراهم آورد.در حالی آغاز بیست و دومین سال پیروزی انقلاب اسلامی را گرامی می داریم که کاروان انقلاب از سنگلاخ های عظیمی در مسیر حرکت خود عبور کرده است، و با اقتدار تمام بر مواضع اصلی و مکتبی خود، تأکید ورزیده است. بی تردید در ادامه نیز با الهام از ارواح مقدس شهدا و ایثارگران و با عنایات خداوند و تحت زعامت رهبر گرانقدرمان، موانع را رفع و نور امید را در دل محرومان جهان روشن خواهیم کرد.

طلوع دوباره اسلام

در بهمن ماه 57، جهان شاهد تحولی شگرف و انقلابی عظیم و مردمی در تاریخ بود. قیام ملتی مصمم و یکپارچه با قلب هایی سرشار از عشق و ایمان. در بهمن ماه، رهبر بزرگ و نستوهی، پس از سال ها دوری از وطن، قدم بر خاک گلگون میهن گذاشت که آزادی و استقلال را نصیب امتی خداخواه کرد. امام آمد و عظمت، شرافت و افتخار به همراه آورد و به فرموده مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای، مدظله العالی، «امام آمد تا به نام خدا سفینه نجات خلق را از میان لجّه ای خون به ساحل پیروزی رهنمون شود. و بدین سان بهمن 57 طلوع دوباره اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله ، تجدید حیات مستضعفان و خشنودی حضرت ولی عصر، مهدی موعود(عج) را نوید داد.

حماسه پرشکوه

بهمن، یادآور حماسه پرشکوه و کم نظیر ملتی است که توانست تحت رهبری و هدایت بزرگمردی فرزانه و روحانی و با بهره گیری از دین مبین اسلام در رویارویی خونینی مقابل استبداد شاهنشاهی فصل جدیدی از حیات سیاسی و فرهنگی خویش را آغاز کند و بار دیگر نقش تاریخی و بی مانند خود را در اعتلای فرهنگ و تمدن اسلامی تجدید کند.

طنین انقلاب اسلامی

طنین انقلاب اسلامی به دلیل دورن مایه دینی و زیربنای غنیِ فرهنگی آن همراه با آهنگ موزون و جان بخش امام خمینی(ره)، به سرعت در گستره جهان گوش ها را نوازش داد و قلوب انسان های مشتاق حقیقت و تشنه معنویت را به آبشخور زلال تفکر اسلامی رهنمون شد. این انقلاب عظیم و کم نظیر اسلامی در اندک زمان، با وارد کردن اسلام در صحنه سیاست بین الملل توانست، معادلات قدرت را در جهان تغییر دهد و آن را به عنوان نیروی سیاسی و فرهنگی جدیدی درمرکز توجهات جهانی قرار دهد.

اهداف انقلاب اسلامی

استقلال طلبی و نفی سلطه بیگانگان، اصالت دادن به معنویت و ارزش های اخلاقی، احترام به کرامت انسانی، احیای تفکر عقلانی در حوزه معرفت دینی، طرح این اندیشه که دین از سیاست و علم از دین جدانیست، بازگشت به هویت دینی و فرهنگی، احیا و اصلاح باورهای مذهبی، مقدم داشتن جمعی به جای منفعت طلبی های فردی، عدالت اجتماعی، ایجاد وضع مناسب برای رشد مادی و معنوی انسان ها و سرانجام وحدت و عزت امت اسلامی از اصلی ترین اهداف انقلاب اسلامی است. در حقیقت وجه غالب انقلاب کوشش در راه احیای فرهنگ و تمدن اسلامی و تشکیل حیات طیبه در عصر حاکمیت کفر و الحاد است.

محرک انقلاب

خورشید پرفروغ و خونین رنگ انقلاب اسلامی با گذشت بیش از دو دهه از عمر خویش، اینک سرافرازانه و پر شکوه تر از گذشته از پس قله پیروزی رخ می نماید. انقلابی که بزرگ ترین و عمیق ترین تحوّل ارزشی و فکری را در عصر حاضر به وجود آورد و معماربزرگ آن و احیاگر قرن، امام خمینی(ره)، اسلام نام محمدی را به صحنه های اجتماعی کشاند و با کنار زدن نظام طاغوتی، به اصلاح امور امت و تحکیم پایه های حکومت اسلامی در ایران و مطرح کردن اسلام به عنوان تنها راه نجات بشریت درجهان پرداخت. آنچه در این انقلاب انکارناپذیر و چشمگیر است تأثیر تعیین کننده اسلام، به عنوان محرک انقلاب و نقش سرنوشت ساز علمای آگاه به زمان، در بسیج و تمرکز بخشی توده ها، در پرتو اندیشه دینی می باشد. و همین هویت اسلامی انقلاب بود که امپریالیسم را در دو قالب شرقی و غربی اش، به چالش طلبید.

خوش آمدی

سلام بر تو ای مطلعِ فجر. ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش آمدی. خوش آمدی که با آمدنت زنجیرهای سنگی از گردنمان گسیخت، کمرهای خمیده مان راست شد، بر لب های پژمرده مان شکوفه های تبسم نشست، در قلب های سوخته مان گلبوته های عشق و امید رویید و بر گونه های زردمان گلخنده های شادی نمودار شد. خوش آمدی که با مقدمت، عطر آزادی به جای بوی باروت در فضای میهن اسلامی مان پیچید و قفس ها شکسته شد. خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهر و دیارمان گریخت. خوش آمدی ای فجر پیروزی. تو طلوع آزادی وطن، بارش مهتاب، ترانه عشق، نردبان عروجی. مقدمت را گرامی می داریم و پیامت را پاسداری می کنیم.

خوش آمدی، بمان و همچنان جاودانه باش.

امام آمد

امام آمد و چون خون در رگ هایمان جاری شد. امام آمد و به سان نور، شب تارمان را روشنایی داد. امام آمد و چون روح به کالبد مرده مان، حیاتی دوباره بخشید. امام آمد و زمستانمان را بهاری جاودانه کرد.امام آمد و فجر آورد و در دستان پر نورش، «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» را به ارمغان آورد. امام آمد، مردی که بر سر بیدادگران، کلیم وار می خروشید و بر تن خسته امت، دم مسیحایی بود. کلامش بوی وحی داشت و طعم شیرین آوای انبیاء دم مسیحایی اش مردگان گورستان ترس و یأس را حیاتی بخشید. جاودانه باد نظامش و بلند باد نامش.

پر بارتر از ده قرن

فاصله شب تاریک حکومت طاغوت، تا صبح روشن فجر صادق انقلاب، ده روز خدایی بود، شبهایش همه شب قدر. آری «دهه فجر». پس از آن ده روز، سپیده روشن جمهوری اسلامی دمید. «کلمة اللّه » بر فراز زمان جای گرفت و کاخ هایی که به قیمت ویرانی کوخ ها بر پا شده بود، به دست کوخ نشینان سقوط کرد و محشری عظیم از اراده مؤمنان مصمم و مشیّت تحول آفرین خدا پدید آمد. دیو گریخته بود که فرشته در آمد. امام در پیام خدایی اش و با دم مسیحایی اش در شهیدآباد «بهشت زهرا»، در «صور انقلاب» دمید و مردم را جان بخشید.

معجزه ایمان

یوم اللّه 22 بهمن، یادآور معجزه «ایمان» در مصاف با قدرت های مادی است. 22 بهمن پیش از آن که حکایت از پیروزی ملت داشته باشد گواه کارآمدی اندیشه دینی و نقش مؤثر «ایمان» و باورهای دینی در پیدایش حرکت های فراگیر و بنیادین اجتماعی است. همین نکته مشخصه اصلی انقلاب اسلامی ایران در میان دیگر انقلاب های بزرگ جهان است و نیز دقیقا همین نکته است که خشم و کینه توزی دشمنان داخلی و خارجی را برانگیخته و آنان را به موضع گیری خصمانه و مستمر بر ضد این انقلاب واداشته است.

پاسداری از ریشه های انقلاب

بزرگداشت پیروزی انقلاب و یوم اللّه 22 بهمن به معنای بزرگداشت آرمان های اسلامی و اعتقادات دینی است، که جوهره انقلاب را تشکیل می دهند. به عبادت دیگر حضور آگاهانه در صحنه هایی این چنین، از مصادیق پاسداری از ریشه های انقلاب است. از این رو، امید می رود مردم آگاه و بیدار ایران اسلامی با شرکت گسترده خود در راهپیمایی 22 بهمن، بار دیگر به دشمنان خارجی و داخلی بفهمانند که بر پیمانی که با امام بزرگ خویش در جهت تحقق بخشیدن به احکام اسلام و بنای جامعه دینی بسته اند، استوار بوده اند و خواهندبود و هیچ توطئه نظامی، اقتصادی و فرهنگی آنان را از صحنه ها خارج، و نسبت به اسلام و انقلاب دلسرد نخواهد کرد.

انقلاب و خودسازی

اینک بیش از دو دهه از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد. انقلابی که کم ترین اثر آن، تجدید هویت دینی مسلمانان و ایجاد زمینه های خودسازی برای آنان بود. بی تردید امروزه همه ما بیش از هر زمان دیگر به خودسازی معنوی و روحی، محتاجیم و باید یکیایک ملت ما در این زمینه، اهتمام کنند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در هنگام بازگشت از جنگی فرمودند: جهاد اصغر پایان یافت، جهاد اکبر باقی است. امروزه روز جهاد اکبر و مبارزه با هواهای نفسانی و خودسازی است و اگر ملت ما از این مهم فاصله بگیرند، هر چند به شکوفایی اقتصادی و رشد علمی هم برسد، سودی نکرده است؛ همچنان که در دنیا کشورهای مترقی بسیاری وجود دارد که علی رغم پیشرفت های اقتصادی و علمی، به دلیل فقدان معنویت، مردمشان به اضطراب و عذاب های روحی و روانی بسیاری دچارند.

بوی بهار

این روزها بوی خوش به همراه عطر آزادی از راه می رسد و تقویم تاریخ بار دیگر برگ زرینی به خود می افزاید و ما در آستانه بیست و دومین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی قرار داریم. آری، اینک ملت مسلمان ایران، سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی خود را در حالی جشن می گیرد که فرهنگ و اندیشه اسلامی به برکت انقلاب اسلامی، در مسیر اوج و بالندگی خود، همچون سپر اخلاقی و معنوی استواری در برابر یورش فرهنگ و تمدن ضدارزشی غرب خودنمایی می کند و بر تجدید هویت دینی و تمسک به ارزش های دینی و انسانی پای می فشرد.

کارنامه انقلاب

بیست و دو سال پیش انقلاب اسلامی به ثمر نشست و آرمان بلند حق جویان و عدالت خواهان با تحقق جمهوری اسلامی عینیت یافت. این تحول شگرف که در تاریخ ایران بی نظیر بود، صاحبان اندیشه مادی را به شگفتی واداشت و قدرت و عظمت ایران اسلامی را ـ که روزگاری دست خوش هوس های دژخیمان و قدرت های سلطه گر وقت بود ـ به اوج رسانید. کارنامه انقلاب اسلامی مشحون از رشادت ها و جان فشانی های فرزندان مخلص انقلاب و آیینه شفاف ایثارگری ها و تلاش های بی دریغ شخصیت های برجسته انقلاب است. این میراث گران بها که ره آورد خون هزاران انسان پاک و صدهاشخصیت راست قامت انقلاب است، بیش از هر دست آورد دیگر نیازمند پاسداری و نگهداری است.

انقلاب اسلامی در دیدگاه امام(ره)

در نظر امام، انقلاب اسلامی که دست آورد میلیون ها انسان ارزشمند و هزاران شهید جاوید و مایه امید مسلمان ها و مستضعفان و سرآغاز انقلاب انسان ساز جهانی است، فراتر از آن است که به بیان و زبان آید. به اعتقاد بنیانگذار راحل، انقلاب اسلامی، ماهیتی جز آنچه اهل بیت علیه السلام در اندیشه تحقق آن بوده اند، ندارد؛ یعنی ریشه در فرموده های ائمه اطهار علیهم السلام دارد و در راستای حماسه تاریخی عاشوراست. بدین ترتیب انقلاب از اسلامی راستین و راه سرخ شهادت و ایثار و فرهنگ سیاسی اهل بیت علیه السلام جدا شدنی نیست. در نظر امام(ره) انقلاب اسلامی، که ریشه در مکتب انقلابی تشیع و اسلام ناب محمدی دارد، میراث بزرگی است که ارزش هرگونه ایثار و جان فشانی را دارد.

انقلاب اسلامی، الگوی فکری و سیاسی ملت ها

تاریخ جهان پر از حوادث، رویدادها و انقلاب هایی است که هر کدام آثاری مثبت یا منفی به دنبال داشته است. آثار بعضی از انقلاب ها، با توجه به ماهیت مادی و اهداف سطحی آنها، محدود به زمان و مکان است و پس از مدتی، نابود می شود. در مقابل بعضی دیگر، به دلیل ماهیت معنوی و اهداف بلند انسانی و الهی شان به زمان و مکان خاصی محدود نمی شود و شعاع فکری و سیاسی آن، سایر کشورها را نیز فرا می گیرد. این جنبش ها الگوی فکری و سیاسی ملت های دنیا قرار می گیرد و هر چه از زمان وقوع آن می گذرد، جایگاه واقعی خود را بهتر و بیشتر باز می کند. انقلاب اسلامی ایران، از جمله پدیده های تاریخی است که موج عظیمی در دنیا ایجاد کرده است و با وجود گذشت چندین سال از وقوع آن، دورترین نقاط جهان را در برگرفته است.

جاذبه و دافعه انقلاب اسلامی

بدون شک، انقلاب اسلامی، برخی از ملت های دنیا را به سوی خود جذب و برخی را دفع کرده و به رویارویی با خود برانگیخته است و این دفع و جذب، همانا به سبب ماهیت فوق مادی و اهداف بلند الهی و انسانی آن است. کشورهایی که دچار بحران های غیرانسانی و الهی شده اند، به سوی انقلاب اسلامی گرایش پیدا کرده اند و کشورهایی که منافع شان به خطر افتاده است، از انقلاب اسلامی رو برتافته اند و اقدام به توطئه های متعدد و گسترده کرده اند.

برکات انقلاب اسلامی

گسترش اسلام و ارزش های مذهبی در جهان و رویکرد آزادگان جهان به اسلام و قرآن، احیاء ارزش ها و مقدسات دینی در میان جوانان کشورهای اسلامی اشتیاق مردم جهان به درک حقایق، آشکار شدن ماهیت پلید طرفداران دروغین حقوق بشر، دموکراسی و عدالت نزد ملت های تحت ستم جهان، رسوایی و انفعال امپریالیسم تبلیغی و طرد استکبار، همه و همه از برکات انقلاب اسلامی ایران است. چنان که قائد فقید و فرزانه انقلاب، حضرت امام خمینی(ره) در این باره می فرمایند: «بحمداللّه از برکت انقلاب اسلامی ایران دریچه های نور و امید به روی همه مسلمانان جهان باز شده است و می رود تا رعد و برق حوادث آن، رگبار مرگ و نابودی را بر سر همه مستکبران فرو ریزد».

قرآن و انقلاب در رهنمودهای رهبر معظم انقلاب

رهبر معظم انقلاب، می فرمایند: «مردم ایران عاشق قرآن هستند و انقلاب اسلامی راه را برای پیوستن جوانان و نوجوانان به کاروان عاشقان قرآن کریم گشوده است و امروز، روح قرآنی حاکم بر کشور است و جاذبه قرآن کریم، جوانان و نوجوانان را مجذوب محافل قرآنی کرده است. ایران اسلامی متکی به معارف قرآن است و نظام اسلامی در تلاش است که معارف قرآنی در سطح عموم مردم گسترش یابد؛ زیرا در این صورت ایران اسلامی شکست ناپذیر خواهد بود».

حامیان اصلی انقلاب از دیدگاه رهبر معظم انقلاب

رهبر خردمند و فرزانه انقلاب، قشر محروم جامعه را طرفداران واقعی نظام اسلامی می دانند و چنین می فرمایند: «حامیان اصلی انقلاب اسلامی طبقه محرومند که باید مورد توجه خاص برای خدمت قرار بگیرند، به دو دلیل: اولاً، چون احتیاجات شان بیشتر است و عدل این را اقتضا می کند و ثانیا چون آنها پشتیبانی شان از نظام جدی تر و همیشگی تر است و از اول این جور بوده است. توی جبهه ها چه کسانی بودند؟ نسبت ها را ملاحظه کنید. خیلی از این پولدارها از این مرفهین جامعه، از این بی دردها و بی احساس ها، هشت سال جنگ آمد و رفت و این ها جنگ را حس نکردند. همان غذا، همان راحتی، همان آرامش ؛ و چهار روز هم اگر شهر مورد تهاجمی بود، سوار ماشین شان می شدند و می رفتند یک جای دیگر و راحت استراحت می کردند و نفهمیدند بر سر این مملکت چه گذشت».

فجر بیداری

رسید موسم بهمن بهار باز آمدجلال محفل ما، یار دل نواز آمد
به پاست خیمه آلاله های صحرایی«و ان یکاد» بخوان موسم نیاز آمد
درون هر ورق سبز بنگری، بینیجمال یوسف مصری در این تراز آمد
چراغ لاله فروزان شد از دم عیسیشمیم یاد عزیزانِ پاکباز آمد
زمان، زمان طلوع است و فجر بیداریکنون که جلوه خورشید برفراز آمد

بهار آفرین قرن ها خزان

گلبوته عشق شکفت و بلبل حدیثی تازه گفت، پنجره های دیدگان ما، به تپشی شورانگیز روی آوردند و گوش هامان نغمه ای نو و دلکش شنید. دل های امیدوار و جان های مشتاق، دستان خویش را به سمت آمدن نور گشودند و چنین سرودند:

ما را که درد عشق و بلای خمار کشتیا وصل دوست یا می صافی دوا کند.

و تو آمدی و وصل دوست روزی ما شد. هاله ای از عطر آن گل غایب را برگرداگرد چهره ات دیدیم و آهنگ هماهنگی از صدای قدم های استوار و مصمم ات شنیدیم. اینک، لب های درختان، حنجره های بلبلکان، نوای مرغان عشق و فریاد همه یاران این است که «امام آمد». روح خدا آمد و بهار آفرینِ قرن ها خزان آمد.

نشاط سحر

خیزید که هنگام نشاط سحر آمدشب رفته و خورشید ز مشرق به در آمد
برپا شده صد ولوله در گلشن توحیدکز بام فلک مرغ صبا خوش خبر آمد
آمد پی ایجاد سحر ناجی خورشیدبر جان خدایان دروغین تبر آمد



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 20 بهمن1390 توسط محمد كرامتي نژاد

http://img.tebyan.net/big/1388/12/12425227220932022421510710664224714974107.jpg

پیامبر گرامی در يك نگاه

 درود بر پیامبر صلی الله علیه و آله از زبان امام سجاد علیه السلام

سپاس خدایی را که بر ما منت نهاد به وجود محمد صلی الله علیه و آله در میان امت های گذشته و قرون سپری شده... بار الها! پس درود فرست بر محمد صلی الله علیه و آله که امین وحی تو، و بزرگوارتر از تمام خلق تو، و بنده پسندیده در میان بندگان توست. آن پیشوای رحمت و قافله سالار خوبی و کلید برکت، چنان که جان خویش را برای اجرای فرمان تو به زحمت انداخته و در راه تو بدنش را هدف ناراحتی قرار داد... تا آن جا که به دیار غربت و محل دور از اهل و عشیره و مرکز سکونت هجرت نمود.... بار الها! مرتبه او را به سبب زحماتی که در راه تو کشید به بالاترین درجات بهشت بالا بَر، تا اندازه ای که هیچ کس در هیچ مقام و منزلت با او یکسان نباشد و در آستانت، هیچ مَلِک مقرّب و پیامبر مُرسل با او برابری نکند و قبول شفاعتش را در اهل بیت پاکیزه اش و مؤمنان از امّتش بیش از آن چه به او وعده فرموده ای به او اعلام فرما.

روز میلاد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

زاد روز میلاد پیامبر گرامی اسلام، چنان که عموم سیره نویسان اتفاق نظر دارند، در سالی بود که اَبرهه برای ویران ساختن کعبه به مکه یورش آورد. این سال به عام الفیل معروف است که مطابق سال 570 میلادی است.

بیشتر تاریخ نگاران و محدثان بر این اتفاق نظر دارند که تولد پیامبر صلی الله علیه و آله در ماه ربیع الاول بوده، ولی در روز تولد آن حضرت اختلاف دارند. معروف میان محدثان شیعه این است که ایشان در روز جمعه هفدهم ماه ربیع الاول، پس از طلوع فجر چشم به جهان گشود و مشهور میان اهل سنت این است که ولادت آن بزرگوار، در روز دوشنبه دوازدهم ماه ربیع الاول اتفاق افتاده است.

ماجرای مرد یهودی

روایت شده که وقتی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله دیده به جهان گشود، مردی یهودی نزد قریشیان رفت و گفت: آیا امشب در میان شما کودکی به دنیا آمده است؟... گفتند: آری. گفت: مرا نزد او ببرید تا ببینمش. قریش همراه او حرکت کردند و نزد آمنه رفتند و به او گفتند: کودک خود را بیاور تا او را بنگریم. مرد یهودی کودک را گرفت و به او نگاه کرد و سپس با مشاهده خالی که بین شانه های کودک بود، بیهوش شد. پس از این که به هوش آمد، مردان قریشی به او گفتند: چرا بیهوش شدی؟ گفت: مقام نبوت، تا روز قیامت از بنی اسرائیل بیرون رفت. سوگند به خدا این کودک همان پیامبری است که آن ها را به هلاکت می رساند. شادمان شوید. سوگند به خدا این مولود شکوه و عظمت شگفتی به شما می بخشد و زبانزد مردم مشرق و مغرب خواهد شد.

اجداد پیامبر

خاندانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در میان آن ها به دنیا آمد، از بهترین خاندان های عرب و شریف ترین آنان به شمار می آمدند و بزرگ ترین منصب های عرب در میان ایشان بود؛ زیرا منصب پذیرایی از حاجیان که بزرگ ترین افتخار و بهترین منصب ها بود، از راه ارث، به خاندان پیامبر رسید.

درباره نیاکان و اجداد رسول خدا صلی الله علیه و آله این نکته مهم است که همگی یگانه پرست بوده و از شرک و بت پرستی به دور بودند. در این زمینه آمده است: «به نظر شیعه، ایمان آمنه، ابوطالب و عبداللّه و تمام نیاکان پیامبر تا حضرت آدم قطعی و مسلم است».

نام های پیامبر صلی الله علیه و آله در قرآن

در حدیث گهرباری از امام باقر علیه السلام آمده است که: پیغمبر صلی الله علیه و آله ده نام داشت؛ پنج نام در قرآن آمده و پنج نام در غیر آن است. نام هایی که در قرآن آمده عبارت است از: محمد، احمد، عبداللّه ، یس، و نون. برخی از علما نیز از قرآن مجید، چهارصد نام برای آن حضرت ذکر کرده اند که مشهورترین آن ها عبارت است از: شاهد، شهید، بشیر، داعی، رحمة للعالمین، رسول اللّه ، خاتم النبیین، نبیّ، اُمّی، رئوف و رحیم.

نام های پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از نام خدا

جابربن عبداللّه انصاری روایت کرده که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: من شبیه ترین مردم به حضرت آدم هستم و حضرت ابراهیم، شبیه ترین مردم به من بود. هم چنین حق تعالی نام مرا در تورات و انجیل بسیار یاد کرده و کلام خود را به من تعلیم نموده، نام مرا از نام های بزرگوار خود برگرفته است. او محمود است و مرا محمد نام نهاده. در تورات هم مرا «احید» نامید؛ زیرا به واسطه توحید و یگانه پرستی، جسدهای امت من بر آتش جهنم حرام گردیده است. در کتاب مقدس ترسایان مرا «احمد» نامید؛ زیرا من در میان آسمان محمودم و امت من حمد کنندگان اند. در زبور هم مرا «ماحی» نامید؛ زیرا به سبب من، زمین عبادت بت ها را محو می کند. در قرآن نیز مرا «محمد» نامید؛ زیرا در قیامت همه امت ها مرا ستایش خواهند کرد، چون در روز قیامت، هیچ کس جز به اذن من شفاعت نخواهد کرد.

اخلاق کودکی پیامبر صلی الله علیه و آله

پیامبر صلی الله علیه و آله به رغم آن که از نعمت پدر و مادر بی بهره بود، همواره رفتار و منشی شایسته از خود نشان می داد. او در نظافت و پاکیزگی بی نظیر بود، لباس تمییز،موهای شانه زده، دهان خوشبو و بوی خوش حضرت، از ویژگی های برجسته رسول خدا به شمار می آمد.

آن حضرت هیچ گاه در غذا خوردن شتاب نمی کرد و مانند بیشتر کودکان، حرص و ولع نمی ورزید و خود را به غذای اندک قانع می ساخت، و این تربیت عالی، آن گونه بود که در شرایط دشوار گرسنگی و تشنگی، هرگز شکوه و گلایه ای بر زبان جاری نمی ساخت.

پیامبر صلی الله علیه و آله از منظر امام خمینی رحمه الله

رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران درباره عبادت پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمود: «حضرت ختمی مرتبت، به قدری ریاضت کشید و قیام در مقابل حق کرد که قدم های مبارکش ورم کرد و از طرف ذات مقدس حق آیه نازل شد که: ای رسول خدا! ما قرآن را از آن جهت برای تو نازل نکردیم که (از کثرت عبادت خدا و جهد در هدایت خلق) خویشتن را به رنج درافکنی. در شدت شفقت و رأفت آن بزرگوار بر همه عائله بشری بس است آیه شریفه اول سوره شعراء که فرمود: ای رسول خدا! تو چنان در اندیشه هدایت خلقی که می خواهی جان عزیزت را از غم این که ایمان نمی آورند هلاک سازی. سبحان الله! تأسف به حال کفار و علاقه مندی به سعادت بندگان خدا، کار را چقدر بر رسول خدا تنگ نموده که خدای تعالی او را تسلیت دهد و دل لطیف او را نگهداری کند که از شدت همّ و حزن به حال این جاهلان بدبخت، دل آن بزرگوار پاره شد و قالب تهی کرد».

تواضع پیامبر صلی الله علیه و آله در کلام امام

معمار گران قدر انقلاب اسلامی ایران، درباره تواضع رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «رسول خدا که عملش از وحی الاهی مأخوذ بود و روحش به قدری بزرگ بود که یک تنه غلبه بر روحیّات میلیون ها بشر داشت. تمام عادات جاهلیت و ادیان باطله را زیر پاگذاشت و نسخ جمیع کتب کرد و ختم دایره نبوت به وجود شریفش شد؛ سلطان دنیا و آخرت و متصرّف در تمام عوالم بود] و[ تواضعش با بندگان خدا از همه کس بیشتر بود. کراهت داشت که اصحاب برای احترام او به پا خیزند. وقتی وارد مجلس می شد، پایین می نشست. روی زمین طعام میل می فرمود و روی زمین می نشست و می فرمود: من بنده ای هستم، می خورم مثل خوردن بنده، و می نشینم مثل نشستن بنده».

سیمای نبوی در کلام رهبری

رهبر معظم انقلاب اسلامی، درباره وجود گران قدر پیامبر اسلام فرموده اند: «نبیّ مکرم اسلام، جدای از خصوصیات معنوی و نورانیت و اتصال به غیب، و آن مراتب و درجاتی که امثال بنده از فهمیدن آن ها حتی قاصر هستیم، از لحاظ شخصیت انسانی و بشری، یک انسان فوق العاده، طراز اول و بی نظیر است. یک شخصیت عظیم، با ظرفیت بی نهایت و با خلق و رفتار و کردار بی نظیر، در صدر سلسله انبیا و اولیا قرار گرفته است و ما مسلمانان موظف شده ایم که به آن بزرگوار اقتدا کنیم. ما باید به پیامبر اقتدا و تأسّی کنیم، نه فقط در چند رکعت نماز خواندن؛ در رفتارمان، در گفتارمان، در معاشرت و معالمه مان هم باید به او اقتدا کنیم، پس باید او را بشناسیم. خدای متعال، شخصیت روحی و اخلاقی آن بزرگوار را در ظرفی تربیت کرد و به وجود آورد که بتواند آن بار عظیم امانت را به دوش حمل کند».

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از نگاه شهید مطهری رحمه الله

شهید مرتضی مطهری رحمه الله در زمینه برخورد و معاشرت پیامبر اسلام می نویسد: «ایشان در معاشرت با مردم، مهربان و گشاده رو بود. در سلام به همه، حتی کودکان و بردگان پیشی می گرفت. پای خود را جلو هیچ کس دراز نمی کرد و در حضور کسی تکیه نمی نمود. غالبا دو زانو می نشست.... اگر سه روز یکی از اصحاب را نمی دید، سراغش را می گرفت؛ اگر مریض بود، عیادت می کرد و اگر گرفتاری داشت، کمکش می نمود. در مجالس، تنها به یک فرد نگاه نمی کرد و یک فرد را طرف خطاب قرار نمی داد، بلکه نگاه های خود را در میان جمع تقسیم می کرد». آن شهید بزرگوار درباره نظافت حضرت محمد صلی الله علیه و آله می فرماید: «ایشان به نظافت و بوی خوش، علاقه شدید داشت؛ هم خودش رعایت می کرد و هم به دیگران دستور می داد. به یاران و پیروان خود تأکید می نمود که بدن و خانه خویش را پاکیزه و خوشبو نگه دارند، به خصوص روزهای جمعه وادارشان می کرد غسل کنند و خود را معطر کنند، آن گاه در نماز جمعه حضور یابند».

برتری پیامبر بر همه پیامبران

پیامبران الاهی در مقام و منزلت واحدی نیستند، بلکه جایگاه گوناگونی در پیشگاه خداوند دارند و در میان آنان، حضرت محمد صلی الله علیه و آله از همه برتر است. برای برتری پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله ، شاخص های فراوانی آورده اند که در ذیل به دو مورد از آنان اشاره می کنیم:

1. بشارت های انبیای گذشته: امام باقر علیه السلام در این زمینه می فرماید: «پیغمبران همواره به آمدن محمد صلی الله علیه و آله مژده می دادند تا آن که خداوند حضرت مسیح را مبعوث کرد و او به رسالت محمد صلی الله علیه و آله بشارت داد».

2. رهاورد آسمانی: کتاب آسمانی پیامبر اسلام قرآن است و آن حضرت در این زمینه فرموده اند: «برتری قرآن بر دیگر سخنان، مانند برتری خداوند بر آفریدگان اوست». حال که قرآن مجید برتر از کتاب های آسمانی دیگر است، آورنده آن نیز برتر از انبیای پیشین می باشد.

ادب و اخلاق پیامبر صلی الله علیه و آله

پیامبر گرامی اسلام، متانت و ادب ویژه ای نسبت به دیگران ابراز می کرد؛ هر کس آن حضرت را صدا می زد، پاسخ می فرمود: «لبیک». انس بن مالک می گوید: ده سال در خدمت رسول خدا بودم، اما یک بار نشد که حضرت درباره کاری که انجام می دادم، مرا باز خواست کند و بگوید چرا انجام دادی یا برای کاری که ترک کردم بفرماید: چرا انجام ندادی؟

غمخواری دیگران

از آن جا که حضرت محمد صلی الله علیه و آله به غم فقدان پدر و مادر مبتلا شده بود، از توجه به بی پناهان غفلت نورزید و آن را فرهنگی همگانی تبدیل کرد و فرمود: «یتیمان را نوازش کنید و غریبان را ارج بنهید؛ زیرا خودم در کودکی به درد یتیمی، و در بزرگی به رنج غریبی دچار گشتم». هم چنین می فرمود: «هر کس یتیمی را سرپرستی کند و بپروراند، در آخرت، با من درجه همسان خواهد داشت».

خنده پیامبر صلی الله علیه و آله

انس بن مالک می گوید: من در حضور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بودم که یک نفر بیابان نشین آمد و عبای آن حضرت را گرفت و محکم کشید، به طوری که حاشیه آن عبا، گردن آن حضرت را خراشید. مرد عرب با گستاخی گفت: ای محمد! از مال خدا که در نزد تو هست، براین دو شترم بارکن تا ببرم؛ چرا که این اموال نه مال توست، نه مال پدرت. پیامبر اکرم اندکی سکوت کرد و سپس فرمود: مال، مال خداست و من بنده خدا هستم. آن گاه فرمود: ای اعرابی! آسیبی که به من رساندی، به تو برسانم؟ مرد گفت: نه، زیرا تو، بدی را با بدی جواب نمی دهی. پیامبر صلی الله علیه و آله از سخن او خندید و سپس دستور داد بر یکی از شتران او جو و بر دیگری خرما بار کردند و به او دادند.

راه و رسم زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله

در کتاب ارزشمند نهج البلاغه درباره روش زندگی نبیّ مکرم اسلام آمده است: «به پیامبر پاکیزه و پاکت اقتدا کن که راه و رسم او، الگویی است برای الگو طلبان و مایه فخرو بزرگی است برای کسانی که خواهان بزرگواری باشند. محبوب ترین بنده نزد خدا کسی است که از پیامبرش پیروی کند و گام برجایگاه قدم او نهد. همانا پیامبر ـ که درود خدا بر او باد ـ بر روی زمین می نشست و غذا می خورد و با دست خود کفش خویش را وصله می زد.... پیامبر دل از دنیا برید و یادش را از جان خود ریشه کن کرد و همواره دوست داشت جاذبه های دنیا از دیدگانش پنهان ماند و امید ماندن در دنیا نداشته باشد. یادِ دنیا را از جان خویش بیرون کرد و دل از دنیا برکند و چشم از دنیا پوشاند. پس پیروی کننده باید از پیامبر پیروی کند و به دنبال او راه رود و قدم بر جای قدم او بگذارد؛ وگرنه از هلاکت ایمن نمی باشد که همانا خداوند، محمد صلی الله علیه و آله را نشانه قیامت و مژده دهنده بهشت و ترساننده از کیفر جهنم قرار داد».

لباس و پوشش در سیره نبوی

ساده پوشی به عنوان یکی از مظاهر ساده زیستی و رهایی از تعلقات مادی است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله این گونه به دنیا می نگریست و هرگز ارزش را در لباس نمی دید. آن حضرت، هم به سلامت و عافیت جسمی، هم به سادگی، و هم به نوع سالم تر پارچه لباس توجه داشت و لباس پنبه ای مورد علاقه آن حضرت بود. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «لباس پنبه ای بپوشید؛ چرا که لباس پیامبر خداست». رنگ سبز، رنگ مورد پسند پیامبر برای لباس بود، ولی بیشتر لباس های حضرت سفید بود و می فرمود: «لباس سفید را بر زندگان بپوشانید و مردگان خویش را هم با پارچه سفید کفن کنید». اما رنگ سرخ، رنگی بود که پیامبر آن را برای لباس نمی پسندیدند.

آداب لباس پوشی در سیره نبوی

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هرگاه پیراهن می پوشید، ابتدا سمت راست را بر تن می کرد و به هنگام درآوردن جامه از سمت چپ آغاز می نمود. آن حضرت انجام کار با دست راست و شروع از این سمت را در همه کارهایش، از جمله پوشیدن لباس و کفش و شانه کردن مو دوست داشت و درباره لباس می فرمود: «هر کس در دنیا لباس شهرت بپوشد (یعنی لباسی بپوشد که به خاطر آن انگشت نما شود)، خدا در روز قیامت لباس ذلت و خواری بر او می پوشاند».

اخلاق خانوادگی پیامبر صلی الله علیه و آله

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همواره به نیکی کردن به همسر سفارش می کرد و می فرمود: «بهترینِ شما کسی است که با همسرش خوش رفتارتر باشد و من از تمام شما در برخورد با همسرانم خوش رفتارترم». حضرت، کفش خود را وصله می کرد، پوشاک خویش را می دوخت، گوسفندان و شترها را می دوشید و در همه کارها به اهل خانه کمک می کرد. آری، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با همه عظمت و موقعیت ممتازش در منزل کار می کرد و به نگهداری و پرستاری از کودکان می پرداخت.

توصیه پیامبر درباره پدر و مادر

شخصی به خدمت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله آمد و گفت: یا رسول الله! بسیار به جهاد رغبت دارم. حضرت فرمود: در راه خدا جهاد کن که اگر کشته شوی، نزد خدا زنده خواهی بود و در بهشت روزی خواهی یافت، و اگر بمیری مُزدت با خداست، و اگر زنده برگردی، از گناهان به در می آیی، مانند روزی که از مادر متولد شده ای. آن فرد گفت: یا رسول اللّه ! پدر و مادر پیری دارم که با من انس دارند و نمی خواهند من از ایشان جدا شوم. حضرت فرمود: «خدمت پدر و مادر خود باش. به حق آن خداوندی که جانم به دست قدرت اوست، انسی که ایشان در یک شبانه روز با تو داشته باشند، بهتر از یکسال جهاد کردن در راه خداست».

سفارشی مختصر

ابوایوب انصاری به محضر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسید و گفت: یا رسول اللّه ! مرا توصیه ای مختصر فرمایید تا آن را به خاطر سپرده، عمل نمایم. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: پنج چیز را به تو سفارش می کنم: از آن چه در دست مردم است، نا امید باش، چه این که این عمل، عین بی نیازی است؛ از طمع بپرهیز، زیرا طمع، فقرِ حاضر است؛ نمازت را چنان بخوان که گویا آخرین نماز توست و چندان زنده نخواهی ماند که نماز بعدی را بخوانی؛ از انجام کاری که بعدا به ناچار از آن پوزش می طلبی، بپرهیز؛ و برای برادرت همان چیزی را دوست بدار که برای خودت دوست می داری.

همکاری پیامبر در فعالیت های اجتماعی

هنگامی که مسجد قبا، نخستین مسجد در تاریخ اسلام ساخته می شد، پیامبر صلی الله علیه و آله نیز همدوش دیگر مسلمانان کارمی کرد. آن حضرت سنگ های کوچک و بزرگ را برمی داشت و به محل ساختن مسجد می برد، به طوری که گرد و خاک سنگ ها در بدن مبارک آن حضرت کاما نمایان بود و حکایت از سخت کوشی ایشان داشت. گاهی فردی از اصحاب به نزدش می آمد و التماس می کرد که: یا رسول اللّه ! پدر و مادرم فدای تو باد، اجازه بده سنگ و خاک را من ببرم و به جای شما کار کنم، ولی رسول خدا می فرمود: نه، تو هم سنگ دیگری بردار. هم چنین حضرت در تأسیس ساختمان مسجد النبی، علاوه بر راهنمایی مسلمانان در طرحْ ریزی بنای مسجد، در کنار اصحاب کار می کرد و آن چنان از جان و دل کارهای ساختمانی را انجام می داد که مسلمانان تحت تأثیر قرار می گرفتند.

فضیلت های صلوات

براساس آیات و روایات فراوانی که در قرآن و منابع روایی شیعه و سنی وجود دارد، برای ذکر صلوات بر پیامبر و خاندان آن حضرت، فواید بسیاری شمرده شده است. مهم ترین این فواید عبارت است از:

1. موجب رضای خدا می شود؛

2. سبب خشنودی و رضایت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است؛

3. شفاعت نبی اکرم را به دنبال دارد؛

4. موجب می شود تا پیامبر هدیه ای از بهشت برای فرستنده صلوات بفرستد؛

5. موجب کفاره گناهان افراد می شود؛

6. تأمین کننده و کفایت کننده حاجات در دنیا و آخرت است.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 17 بهمن1390 توسط محمد كرامتي نژاد

روز نیروی هوایی ارتش

وَالَّذینَ جاهَدوُا فینا لَنَهْد ِیَنِّهُمْ سُبُلنا(1)

دیباچهكلام امام

كلام رهبرعملكرد نیروی هوائی در طول دفاع مقدس

تقدیر از نیروی هوایی توسط فرمانده كل قوا

نیروهای هوایی ارتش علی رغم تمام تبلیغات و تلقینات رژیم طاغوت، در برهه ای حساس با شجاعت و آگاهی، در روز نوزدهم بهمن ماه 1357 علیه ظلم و ستم طغیان كرد و به صفوف اسلام و مردم پیوست و ملت را در ادامه ی مبارزه دلگرم تر كرد.

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای

دیباچه

یكی از گام های بلندی كه در جریان انقلاب موجب ریشه كن ساختن حكومت پهلوی شد، حركت متهورانه ی نظامیان نیروی هوایی در 19 بهمن 1357 بود.

یك هفته از ورود امام قدس سره به ایران گذشته بود و هنوز رژیم شاهنشاهی پا بر جا و بختیار مدعی مقاومت در مقابل انقلاب بود، ملت در انتظار وعده ی امام بود كه در بهشت زهرا فرمودند: من توی دهن این دولت می زنم...

شایعه ی كودتای ارتش، روز به روز فراگیرتر می شد و همه نگران اوضاع و احوال بودند. اگر چه اعتصابات پراكنده در برخی از واحدهای ارتش گسترش و موضوع به روزنامه ها نیز كشیده شده بود، اما هنوز مردم، ارتش را در مقابل خود می دیدند و نگران آینده ای مبهم و در هراس از روزی كه درگیری نهایی ارتش و مردم بخواهد سرنوشت نهایی انقلاب را رقم بزند، بوده و عده ای هم آماده ی نبرد مسلحانه برای حصول پیروزی نهایی می شدند. بهترین و عظیم ترین كاری كه می توانست روحیه ی انقلاب را تقویت كند، مقاومت دولت بختیار را در هم شكند، و مأموریت هایزر را در طراحی كودتای نظامی با شكست مواجه سازد و در نهایت روحیه ی معدود نظامیانی را كه هنوز انقلاب را باور نكرده بودند درهم شكند، اعلام همبستگی ارتش با ملت بود. مقامات عالی رتبه نظامی به هیچ وجه زیر بار پذیرش انقلاب و اعلام همبستگی با مردم نرفته و هم چنان از دولت بختیار حمایت می كردند.

در این شرایط نظامیان فداكار و متعهد نیروی هوایی به این نتیجه رسیدند كه باید دست به كار بزرگی زده و وظیفه ی ملی و مذهبی خود را انجام دهند. لذا با یك حركت متهورانه به سیل خروشان ملت پیوستند و با حضور در اقامتگاه رهبر بزرگ انقلاب اسلامی در مدرسه ی علوی سندی از افتخار، حماسه، رشادت و ایمان را در برگ های زرین تاریخ انقلاب اسلامی به ثبت رسانیدند.

این روز بزرگ، نقطه ی عطفی در تاریخ انقلاب و ارتش است، روزی كه حماسه ی حضور قاطعانه ی ارتش در صحنه ی انقلاب به وقوع پیوست و طلیعه ی خجسته ی پیوند ارتش با ملت مسلمان و انقلابی به وضوح آشكار گشت.

كلام امام

امام خمینی قدس سره در مورد رژه تاریخی پرسنل نیروی هوایی چنین فرمودند:(2)

... كاری كه شما عزیزان در این روزها در روز 19 بهمن انجام دادید از حیث معنویت بزرگترین كارها و با ارزش های دنیایی هم بزرگترین ارزش ها بود. آن روزی كه باز پیروزی به آن جا نرسیده بود كه مورد اطمینان باشد و شما در معرض خطر بزرگ بودید، از جان گذشته و به اسلام پیوستید و از سپاه اسلام شدید. خداوند این افتخار را برای شما حفظ كند و شما را در دو جهان سعادتمند فرماید و آنچه كه باید به شما عرض كنم این است كه تا شما تعهد خودتان را به اسلام حفظ كردید و روابط خودتان یرا با همه ی قشرهای ملت برادرانه كردید، این انقلاب محفوظ خواهد ماند و شما با برادران خودتان كه افراد عزیز این ملت هستند همدوش برای پیشبرد این انقلاب به پیش خواهید رفت و احكام اسلام را یان شاء الله یتعالی در همه جا، در همه ی ایران اجرا خواهید فرمود، این الگویی باشد برای همه ی ملت ها و مستضعفان جهان كه ان شاء الله  اسلام در همه جا حیات پیدا كند و شما ان شاء الله این سعادت جاوید را همراه داشته باشید.

«بحمد الله امروز در بین ارتش، در بین همه ی نیروهای ارتشی و در بین همه ی ارگانهای دولتی، همه ی افراد بحمدالله متكی به اسلام و متكی به خداوند تبارك و تعالی هستند و اگر خدای نخواسته در بین آنها یك نادری پیدا بشود، یك فرد منحرفی پیدا بشود، قهراً با استقامت ملت، با استقامت شما عزیزان، آن هم استقامت پیدا می كند و شما دلگرم باشید به این كه اتكا به خدا دارید. آن كس كه اتكا به خدا دارد منصور است. خداوند وعده ی نصرت به شما داده است مادامی كه شما هم نصرت خدا را بكنید و نصرت خدا و نصرت دین خدا نصرت بندگان مؤمن خداست. شما به این عهد باقی باشید و خدای تبارك و تعالی عهد خود را عمل خواهد كرد. من از خدای تبارك و تعالی سلامت و سعادت همه ی ملت و خصوصاً قوای نظامی و انتظامی و بالاخص شما جوانان عزیز را كه برای ارتش افتخار ایجاد كردید، از خدای تبارك و تعالی مسألت می كنم.»

كلام رهبر

فرمانده معظم كل قوا حضرت آیت الله خامنه ای از روز نیروی هوایی چنین یاد كرده اند:(3)

«این كه ما روز نوزدهم بهمن را یك مقطع به حساب می آوریم و نیروی هوایی را با این نام معرفی می كنیم، این در حقیقت تكیه بر روی یك مسأله ی ارزشی است كه یقیناً تاریخ قضاوت خواهد كرد، هم چنان كه امروز در مجموعه ی مسایل كمتر می شود ابعاد آن را دانست و فهمید. همین امروز هم چشم های باز و دل های بیدار ملت ما قضاوت می كنند، همان طور كه چند سال گذشته را قضاوت كردند.

این خیلی مهم است كه نیروی هوایی سوگلی یك رژیمی، علی رغم همه ی تبلیغات و تلقیناتی كه شده است در یك برهه ی حساس، آن شجاعت را و آن آگاهی را پیدا كند كه با ظلم و طغیان صریحاً مقابله كند و خود را به جناح اسلام و حق متصل كند، و این در روز نوزدهم بهمن اتفاق افتاد. آن چهره های جوان و مصمم نیروی هوایی كه بسیاری از آنها همین امروز بحمدالله در عداد عناصر مسؤول و كارگزار نیرو حضور دارند و بعضی از آنها هم به شهادت رسیدند، این ها علیه رژیم وابسته ی پهلوی اعلام موضع كردند و مردم را دلگرم نمودند. این كار اثر بسیار عجیبی داشت.

من آن روز در خدمت امام شاهد قضایا بودم و دیدم این تحولی را كه به صورت محسوس دارد در اركان نظام كشور ما تحقق پیدا می كند. سبقت در جهاد، سبقت در پذیرش ارزش های الهی و اسلامی و سبقت در فهمیدن حقیقت، یك ارزشی است كه این ارزش را نیروی هوایی ما همراه با یك ارزش دیگری كسب كرد، كه آن هم عبارت است از: ایستادگی و صدق قول در میدان های خطر.  

نقش ارزنده ی همبستگی با شكوه پرسنل ارتش و خصوصاً نیروی هوایی در اضمحلال و شكست رژیم، نشان دهنده ی شعور ایمانی و انقلابی این عزیزان فداكار و عشق ورزیدن به آرمان های مقدس و آزادی خواهانه ی ملت در این سرزمین بود كه موجب شد تا علی رغم فشارها و اختناق شدید آن روز، این عزیزان گام در میدان مبارزه با ظلم و جور نظام پهلوی برداشته و یك صدا با ملت دلاور در9 بهمن 1357، حماسه ی پرشكوه این بیعت را در صفحات تاریخ انقلاب اسلامی ثبت نمایند.عظمت رویداد با شكوه 19 بهمن نه تنها در خاطره ی نسل انقلاب، بلكه در اذهان نسل های آتی این كشور نیز همیشه به عنوان یك حماسه ی جاویدان متجلی و منوّر خواهد ماند.

عملكرد نیروی هوائی در طول دفاع مقدس

شهید سرلشكر ستاری در باره عملكرد این نیرو در 8 سال دفاع مقدس می گوید:

ی« از نیمه ی مهر تا آخر سال 59 ، در بر خورد با یتوان رزمی دشمن، یسنگین ترین حملات را علیه ستون های نظامی دشمن داشتیم. چون در آن موقع نیروهای نظامی و مردمی ما مثل جنگ های چریكی عمل می كردند و هیچ گونه حركت كلاسیك و حساب شده ای علیه دشمن وجود نداشت، نیروی هوایی مأمور تثبیت دشمن بود تا نگذارد بیش از پیش پیشروی كند. در این راستا مسئوولیت حمله به تانك ها، ستون های نظامی و نیروهای پیاده ی دشمن را ما بر عهده داشتیم. یعنی نیروی زمینی عراق را به وسیله ی نیروی هوایی مهار كرده بودیم. حجم بمباران ها در آن موقع فوق العاده بالا بود و اكثر این پروازها متوجه نیروی زمینی دشمن بود.   

ظهر روز اول جنگ، هواپیماهای عراق پایگاه های هوای ما را مورد هدف قرار یدادند. بعد از ظهر همین روز هواپیماهای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی به پایگاه های هوایی عراق حمله كردند كه می توان گفت 2 ساعت پس از حمله ی دشمن، ما روی اهداف خود در عراق بودیم و اولین بمب ها را به روی خاك دشمن ریختیم. فردای آن روز هم 140 فروند هواپیما تقریباً به طور هم زمان در عراق عملیات كردند.

از دیگر روزهای مهم جنگ، روز هفتم آذر ماه 59 بود. طی این روز نیروی هوایی از سپیده ی صبح تا غروب در آسمان خلیج فارس عملیات داشت و دیگر برای عراق چیزی به نام نیروی دریایی باقی نماند و تا آخر جنگ هم دیگر نتوانست نیروی دریایی خودش را سازماندهی كند. در این روز تعداد 11 فروند شناور نیروبر و ناوچه های پ – 6 و موشك انداز به وسیله ی شكاری بمب افكن های نیروی هوایی ارتش غرق و تعداد هفت فروند هواپیمای شكاری دشمن از نوع میگ – 23 و سوخو – 22 سرنگون شدند.

در عملیات فتح المبین حضور نیروی هوایی بسیار چشمگیر، و بیش از 22 فروند هواپیمای دشمن طی این عملیات سقوط كرد. در این عملیات، بمباران در ارتفاع بالا و با سرعتی بیشاز سرعت صوت آغاز شد. در عملیات بیت المقدس هم بعد از فتح پادگان حمید و سرازیر شدن به سمت خرمشهر، حضور نیروی هوایی بسیار چشمگیر بود.

در طول جنگ، ما تقریباً تمام استانداردهای پرواز را به هم ریخته و بالاترین ركوردها را به دست آوردیم. ركورد سوختگیری را در بمباران پایگاه «الولید» در مرز اردن داشتیم. در این عملیات چند بار سوختگیری هوایی انجام دادیم. انجام عملیات سوختگیری در شب و در هوای طوفانی و رعد و برق، كار بسیار دشواری است كه نیروی هوایی بارها آن را انجام داد، و این یكی از ركوردهای پروازی است.

از جمله ركوردهای پروازی دیگر كه توسط خلبانان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی بر جای گذاشته شد، مدت زمان حضور خلبانان در كابین یك جنگنده در صحنه ی عملیاتی بوده كه 9 ساعت می باشد. یعنی خلبانان ما 9 ساعت بدون وقفه بر فراز منطقه ی عملیاتی و در ارتفاع پایین پرواز داشتند كه البته خیلی كار مشكل و طاقت فرسایی است و از كشور اسلامی حفاظت و حراست می كردند.  

در مورد تعداد هواپیماهایی كه از عراق مورد هدف قرار داده ایم، باید به آمارهایی كه تعداد و نوع هواپیماهای عراق را در شروع جنگ نشان می دهد مراجعه كنیم. بعضی از هواپیماها اصلاً در طول جنگ نسلشان منقرض شده است. البته عراق در طول جنگ نه هواپیما فروخته و نه از رده خارج كرده است، بلكه نسل آنها توسط ما منقرض شده است. بعضی از انواع آنها هم البته هنوز منقرض نشده و پرواز می كند. ولی باید توجه داشته باشیم كه عراق در طول جنگ اصلاً مشكل تعمیرات نداشت و همه ی هواپیماهای قابل تعمیر خود را به كشورهای مادر می فرستاد و تعمیر شده، دریافت می كرد.

از دیگر كارهای حماسی نیروی هوایی در جنگ، عكاسی هوایی بود كه در هر عملیات صورت می گرفت. ما هر روز ساعت 10 صبح این عملیات را داشتیم و عراق هم می دانست ولی كاری نمی توانست بكند. با سرعتی نزدیك به دو برابر صوت و در ارتفاع بالا، هر روز مأموریت های ویژه ای را در این رابطه انجام می دادیم و این شكست بزرگ روحی و كوبنده ای برای دشمن بود كه می دید و می فهمید ولی هیچ كاری نمی توانست بكند.

در عملیات بدر و خیبر هم نیروی هوایی مشاركت تنگاتنگ  و سنگین با سپاه داشت. البته عملیات والفجر 8 به معنای واقعی یك نقطه ی عطف در نیروی هوایی بود.

از دیگر خدمات نیروی هوایی در دوران هشت ساله ی دفاع مقدس حفاظت و حراست از نفتكش ها بود. از آن جا كه تأمین هزینه ی جنگ ارتباط مستقیم با صدور و فروش نفت داشت، از این رو عراق تصمیم گرفته بود با قطع صدور نفت ایران از طریق حمله به جزیره ی خارك و نفتكش ها، موجبات تضعیف نیروهای ما را فراهم آورد، و در این راه، غرب كمك های بسیاری به او كرد. به عنوان مثال، غربی ها هواپیماهای سوپراتاندارد كه برای نیروی دریایی تولید می شد و می توانست با پرتاب موشك های ضدِ كشتی "اگزوست" در روز یا شب تهدیدات جدی و وسیعی را در ارتباط با استراتژی قطع صدور نفت ایران، متوجه جزیره ی خارك و لنگرگاه كشتی های نفتكش و كاروان های كشتی تجارتی در خلیج فارس بنماید در اختیار رژیم بعث عراق قرار دادند. هم چنین جهت رفع نقاط ضعف عراق در پروازهای دشوار در شب بر روی آب، هدایت این هواپیماها در فاصله ای بسیار دور از مراكز فرماندهی و كنترل نیروی هوایی، با قرار گرفتن هواپیماهای «آواكس» امریكا و عربستان در شبكه و هم چنین حضور ناوشكن های امریكایی در نقاط تعیین شده كه عملاً به صورت نقطه نشانه های روی آب و دستگاه های كمك ناوبری در روز و شب، هدایت قسمت هایی از پرواز خلبانان عراق را به عهده داشتند.

در آن زمان وضعیت طوری بود كه وقتی هواپیماهای شكاری ایران برای درگیری و رویارویی با حریف به سمت هواپیماهای عراقی هدایت می شدند، هواپیماهای عراقی به سمت ناوشكن های امریكایی و سواحل جنوبی خلیج فارس رفته و با پناه گرفتن در حریم استقرار شناورهای بیگانه و بهره گیری از حدود قلمرو فضایی دوَل جنوبی خلیج فارس و سوء استفاده از احترام جمهوری اسلامی ایران به اصول و قوانین بین المللی، از معركه خارج می شدند. نیروی هوایی ما در این مقطع از جنگ مسؤولیت بسیار سنگینی در حمایت و پشتیبانی از عملیات دریایی به عهده داشت.

با همه ی حمایت هایی كه از كل استراتژی جنگی عراق در منطقه می شد، بخصوص حمایت های چشمگیر بین المللی از نیروی هوایی آن كشور، با این وجود عراق موفق به قطع صادرات نفت جمهوری اسلامی نگردید. به طور مثال، طبق آمار موجود از بهار سال 1361 تا پاییز 1363، با انجام 40 نوبت حمله و بمباران به جزیره خارك، عراق نتوانست خلل مهمی در صدور جریان نفت از این جزیره استراتژیك ایجاد نماید. این در حالی بود كه تعداد قابل توجهی از هواپیماهای حمله ور شكاری بمب افكن خود را در مصاف با شبكه ی دفاع هوایی این جزیره از دست داده، حمله های بسیار زیادی به این جزیره نیز قبل از هر اقدامی توسط نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران خنثی گردیده بود. یك فروند از هواپیماهای سوپر اتاندارد كه پیش بینی می شد بتواند در جنگ نفتكش ها تعادل قوا را بر هم زده و تا حدودی برای عراق سرنوشت ساز باشد، در همان ابتدای عملیاتشان مورد اصابت موشك های هواپیماهای شكاری رهگیر نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت و در آب های خلیج فارس سرنگون گردید. گزارش تأیید نشده ای از اصابت و سرنگونی دومین هواپیما نیز حكایت می نمود كه عراق ناگزیر 2 فروند سوپراتاندارد باقی مانده از مجموع هواپیماهای استیجاری را به فرانسه بازپس فرستاد.  

در بمباران های ارتفاع بالا توسط هواپیمای میگ 25 نیز ، عراق نتوانست آن طوری كه كارشناسان نظامی پیش بینی می كردند موفق به انهدام تأسیسات و اسكله های جزیره ی خارك گردد و با از دست دادن یك فروند میگ 25 در مصاف با شكاری رهگیرهای نیروهای هوایی، برای آگاهان نظامی قطعیت یافت كه قطع صدور نفت ایران با استفاده از این شیوه ها توسط نیروی هوایی عراق میسر نخواهد شد. در ارزیابی نیروهای هوایی دو كشور، در جنگ نفتكش ها، نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران نشان داد كه علی رغم نابرابری كمّی در مقابل دشمن و حمایت های بی دریغ بین المللی از عراق، با برخورداری از فاكتورهای روحیه ی جنگندگی و ایثار، شناخت صحیح و پیش بینی تاكتیك های مناسب برای مقابله با نیروی هوایی عراقی و تلاش خستگی ناپذیر و بی وقفه، به خوبی در مقابل تهاجمات ایستادگی كرده و قطع صدور نفت ایران را غیر ممكن نمود و عبور كشتی های تجاری، بارگیری و تخلیله در بنادر ایران را تضمین و زنجیر اقتصاد جنگ در ایران تا روز برقراری آتش بس كماكان حفظ و به صورت پویا تداوم یافت.

از دیگر خدمات ارزنده  و بسیار مهم نیروی هوایی كه شاید با ارزش تر از جنگ های عملیاتی این نیرو باشد، جنگ وابستگی و حركت در جهت خودكفایی است. همان طوری كه می دانید نیروی هوایی تجهیزات پیشرفته ی امریكایی در اختیار داشت. روزی كه امریكایی ها از این مملكت رفتند، بعضی از این تجهیزات هنوز مورد بهره برداری قرار نگرفته بود و آنها با تمسخر می گفتند همین روزها دوباره بر می گردیم.

وقتی كه ما عنوان می كنیم هواپیمای اف 14، هواپیمای بسیار خوبی است و یا سیستم موشكی «هاك» پیچیده است، ارزش این اف 14، و ارزش سایت موشكی «هاك» در این است كه آن اف 14، با شلیك موشك، هواپیمای دشمن را سرنگون كند. پس این هواپیما خلاصه می شود در آن عملیاتی كه به ساقط كردن هواپیمای دشمن مربوط می شود، و یا آن سیستم موشكی زمین به هوا كه باید هواپیمای دشمن را ساقط كند. این دو عنصر اقلامی بسیار پیچیده هستند كه اگر یك قطعه ی آن از كار می افتاد ادامه ی انجام كار برای ما مشكل می شد. این اقلام كه « اقلام زمان دار» نامیده می شوند باید هر دو سال و یا هر سه سال و یا شش ماه و یا حتی یك ماه عوض شود. این ها موادی شیمیایی و یا غیر شیمیایی دارند كه مثل دارو از بین می روند و بلافاصله باید عوض شوند و گرنه  آن حالت خودش را از دست می دهد و در نتیجه آن سرعت لازم را به خود نمی گیرد.

نهایتاً روی تمام این اقلام زمان دار و الكترونیكی و غیره در نیروی هوایی و در بخش های مختلف كشور كار شد. شاید برای هر قطعه ی آن سال ها وقت صرف و تحقیقات بسیار بالایی صورت پذیرفت تا این كه در كشور ساخته شد. پرسنل محقق و مبتكر نیروی هوایی در این راه تا آن جا پیش رفتند كه حتی در بعض موارد توانستند به نقشه ی  طراحی قطعات برسند و سپس طراحی جدید بكنند، تا بدانجا كه به تغییرات پیشرفته ای در این زمینه دست زدند، به این صورت كه ممكن است 5 قطعه كه در یك دستگاه بوده و5 كار را انجام می داده است ،پرسنل فنی نیروی هوایی یك قطعه ساختند كه حجمش از آن 5 قطعه و حتی از تك تك آنها كمتر است و كار آن 5 قطعه را نیز به تنهایی انجام می دهد.

وقتی جنگ آغاز شد، یك هواپیمای نیروی هوایی می توانست یك نوع موشك خاص را حمل كند، ولی همان هواپیما، اواخر جنگ شش نوع موشك به زیرش بسته شده و می جنگید، بدین صورت كه هر نوع موشك از آفندی گرفته تا پدافندی را هماهنگ كرده و با این هواپیما تطبیق داده بودند.

در دوران جنگ تبلیغات دشمن و جهان استكبار چنین وانمود می كرد كه نیروی هوای ما ضعیف شده و از بین رفته است، اما هر بار كه عملیاتی انجام می شد و نشانه هایی از قدرت انقلاب را مشاهده می كردند، می گفتند احتمالاً مشاورین و مستشاران كره ای و فیلیپینی پیدا شده اند كه این ابتكارها صورت گرفته است.

سیستم پدافند كشور توسط امریكایی ها به نحوی طراحی شده بود كه كشوری مثل ایران نمی توانست با پوشش هوایی منطقه ای از مرزهای خود دفاع كند و فقط این سیستم می توانست از پایگاه هوایی و رادار دفاع كند. جنگ در چنین شرایطی شروع شد، و از سوی دیگر ما هیچ آموزشی در این رابطه نداشتیم و قبلاً همه ی این كارها توسط مستشاران خارجی طراحی می شد و یك تعمیر ساده را هم نیروهای داخلی بر عهده نداشتند. با این وجود در طول سال های جنگ متخصصین داخلی توانستند سرتاسر كشور را پوشش دفاعی بدهند. به عنوان مثال در شرایطی كه آن قدر تكنولوژی و هواپیماهای مدرن و وسایل ضد  ِرادار به عراق تزریق شده بود كه روشهای معمول كلاسیك هم به درد مقابله با آنها نمی خورد، شهید سرلشكر بابایی به اتفاق تعدادی افراد دلسوز و متعهد با تغییر روش های كلاسیك توانستند تحولی در این مقوله ایجاد كنند، كه نتیجه ی آن در عملیات والفجر 8 به دست آمد. در این عملیات روزهایی وجود داشت كه هشت تا ده فروند هواپیمای عراقی در منطقه سرنگون می شد.

نیروی هوایی برنامه ی بازسازی خود را حدود دو سال قبل از قبول قطعنامه ی 598، شروع كرد و عملاً از نظر سازماندهی و فرهنگی، انقلاب در آن به وجود آمد. این نیرو در سازماندهی و تخصص ها، دارای سیستم امریكایی بود. قبلاً هم هر تغییراتی كه در نیروی هوایی امریكا می شد به ایران منتقل و عیناً بر روی سازمان ها پیاده می شد. در آموزش ها هم تمام كتب و مدارك كه در آن جا تهیه شده بود با اندك تغییراتی در ایران مورد استفاده قرار می گرفت.

نیروی هوایی در طول این مدت چند بار به طور ریشه ای تجدید سازمان شد. در زمینه ی آموزش پس از 5 سال مطالعه به جایی رسید كه سیستم امریكایی قبلی به كلی تغییر كرد و سیستم  ارتقایی آموزش و رسیدن به مهارت ها با توجه به امكانات كشور و شرایط مورد نیاز به وجود آمد كه می توان گفت انقلابی در این نیرو به وجود آورده است. به عنوان مثال پایه گذاری دانشگاه هوایی كه امروز اصل نیاز نیروی هوایی را بر مبنای اتكای كامل به خود آموزش می دهد، می تواند منشأ تغییر بنیادین در این نیرو شود.

در كنار همه ی این كارها به بازسازی تجهیزات می توان اشاره كرد. گزارش های متعددی كه درباره ی بازسازی و بازیابی هواپیماهای سانحه دیده در نیروی هوایی منتشر شده، خود گواهی است بر فعالیت هایی كه در این زمینه انجام گرفته و می گیرد. هواپیماهایی كه گاهی نیم ساعت در آتش سوخته اند در ایران بازسازی شده اند و در حال حاضر پرواز می كنند. هواپیماهایی كه در آسمان رها شده و خلبان از آن بیرون پریده و این هواپیما سقوط كرده، بازسازی شده و امروز پرواز می كند.

هواپیماهای موجود خط اول ما كه دارای سیستم امریكایی بوده امروز بحمدالله به عنوان یك سیستم و تشكیلات خیلی خوب در حال پرواز است و امروزه بهترین هواپیماهای خط اول جهان به خدمت نیروی هوایی درآمده است. امروز به جز میگ 29 و هواپیمای سوخو 24 كه از بهترین هواپیماهای دوربرد شكاری بمب افكن دنیاست، هواپیمای اف 7 و نیز موشك ها و امكانات جدید دیگر در نیروی هوایی به كار گرفته شده است.

این ها امكاناتی هستند كه نیروی هوایی بسیار خوب، به سرعت، با قاطعیت و در كمترین زمان آموزش، به خدمت گرفته است. نیروی هوایی ما شاید از نظر سرعت در آموزش وسایل و تجهیزات جدید، در جهان نمونه باشد.»

تقدیر از نیروی هوایی توسط فرمانده كل قوا

مقام معظم كل قوا حضرت آیت الله خامنه ای در مورد خدمات ارزنده ی نیروی هوایی در جهت رهایی از وابستگی ها در جنگ و پس از آن چنین می فرمایند: (4)

یبسیاری از ابتكاراتی را كه امروز شما در داخل نیروی هوایی دارید انجام می دهید، مرهون همان روحیه ی خودكفایی است كه در دوران جنگ به وجود آمد، و الا روز اول جنگ هواپیما بسیار داشتیم، قطعات یدكی زیاد داشتیم، هواپیمای آماده هم داشتیم، اما آنچه كه نداشتیم خودجوشی بود و این خودجوشی به مرور به وجود آمد.

من فراموش نمی كنم چند روزی از شروع جنگ تحمیلی گذشته بود كه مسؤولان نیروی هوایی یك فهرستی به دست من دادند. این فهرست نشان می داد كه ما تا این مقطع زمانی كه حداكثر حدود سی و چند روز می شد، تمام هواپیماهایمان زمین گیر خواهند شد.    

اف 14 هامان، هواپیماهای ترابری و هواپیمایC-130هم همین طور، كه وقتی به این فهرست نگاه می كردیم معلوم بود ما یك ماه و نیم دیگر هیچ هواپیمای قابل پروازی نخواهیم نداشت.

این ها برای یك ملت مصیبت است. یك عده ای آن روز خیال می كردند ما از بین رفتنی هستیم. امریكایی ها هم فكر می كردند كار تمام شده و این جنگ ظرف یكی دو ماه و حداكثر شش ماه، تمام وسایل هوایی و غیرهوایی جمهوری اسلامی را از بین خواهد برد و بعد این ملت مجبور می شود دست هایش را بالا ببرد.

لیكن حقیقت روشن این است كه این ملت در مقابل همه ی توطئه ها به خودسازی و درون سازی و خودجوشی پرداخت. امروز شما چیزی دارید كه یك ملت به آسانی آن را به دست نمی آورد و آن اتكای به نفس و كشف قدرت درونی و نفسانی و قدرت ذاتی است، و به همین دلیل است كه شما امروز بسیار قوی تر از آن روزها و از همه گذشته نیروی هوایی و ارتش در دوران تاریخ هستید.

حقیقت انكار ناپذیر این است كه ملت ایران با همین روحیه در مقابل ابرقدرت ها – كه جداً تصمیم داشتند این ملت را از پا در بیاورند – ایستاد و پیروز شد و ابرقدرت ها ناكام ماندند.

ساده اندیشی است كه فكر كنیم دشمن با ناكام شدن در این مرحله دست بر می دارد، كما این كه ما امروز تبلیغات را می بینیم. امروز در مرحله ی تبلیغات و مرحله ی توطئه های سیاسی، هر چه می توانند علیه جمهوری اسلامی فشار می آورند، چون این ملت بحمدالله در مراحل گوناگون از آب و گِل بیرون آمده و به رشد و بالندگی رسیده است.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 16 بهمن1390 توسط محمد كرامتي نژاد

سالروز شهادت امام حسن عسكری (علیه السلام ) را به محضر حضرت مهدی (عج) و همه دوستداران ایشان تسلیت عرض میكنیم.

 

« خورشید بی غروب »

شهادت امام حسن عسكري

امام حسن عسکری (علیه السلام) روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260  هجری، هنگام نماز صبح به شهادت رسیدند. ابن بابویه و دیگران گفته‌اند که معتمد عباسی آن بزرگوار را با زهر شهید نمود.

ابوسهل می‌گوید: "در محضر امام عسکری (علیه السلام) بودم که امام به خادم خود فرمود تا مقداری آب بجوشاند. پس از آنکه آماده شد، مادر حضرت حجت (عج) آن را برای امام (علیه السلام) آورد، همینکه خواست ظرف را به دست آن حضرت بدهد و حضرت بیاشامد،  دست مبارکش لرزید و ظرف به دندانهای پیشین ایشان برخورد کرد. امام ظرف را بر زمین گذاشت و به خادم خود فرمود: "داخل این اتاق می‌شوی و کودکی را به حال سجده می‌بینی، او را نزد من بیاور."

ابوسهل می‌گوید که خادم گفت: "من وارد اتاق شدم؛ ناگاه چشمم به کودکی افتاد که سر به سجده نهاده بود و انگشت اشاره خود را به سوی آسمان بلند کرده بود. به آن بزرگوار،  سلام کردم و آن حضرت پاسخ مرا داد و نماز و سجده را مختصر کرد. پس از پایان نماز، عرض کردم که امام عسکری (علیه السلام) می‌فرماید شما نزد او بروید. در همین هنگام مادر بزرگوارش آمد و دستش را گرفت و نزد پدر برد.

ابوسهل می‌گوید چون آن کودک به محضر امام حسن عسکری (علیه السلام) رسید و  سلام کرد، بر چهره‌ اش نگاه کردم، دیدم که رنگ چهره مبارکش روشنایی و تلالو دارد و موی سرش به هم پیچیده و مجعد و ما بین دندانهایش گشاده است. همینکه امام عسکری (علیه السلام) نگاهش به فرزندش افتاد، گریست و فرمود: "ای سید خاندان خود، مرا آب بده، همانا من به سوی پروردگار خویش می‌روم." آن آقازاده ظرف آب را به دست خویش گرفت و بر دهان پدر گذاشت و او را سیراب کرد. آنگاه امام (علیه السلام) فرمود: "پسرم!، بشارت باد تو را که تویی مهدی و حجت خدا بر روی زمین و تویی پسر و جانشین من و منم پدر تو، و تویی محمد بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب (علیهم السلام) و پدر توست رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و تویی خاتم ائمه طاهرین و نام تو همنام رسول خدا است. این عهدی است به من از پدرم و پدرهای طاهرین ...

و در همان هنگام بود که حضرت امام عسکری (علیه السلام) به شهادت رسید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جلوگیری بختیار از ورود امام به ایران

وقتی که خبر بازگشت حضرت امام خمینی(ره) به کشور قوت گرفت، دولت بختیار، برای جلوگیری از ورود امام، به کلیه شرکت‏های هواپیمایی بین المللی اعلام کرد که به تهران پرواز نکنند. علاوه بر این به دستور بختیار، تعداد زیادی تانک و زره‏پوش در فرودگاه مهرآباد تهران مستقر شدند تا از ورود امام به میهن اسلامی جلوگیری نمایند .
 

شاپور بختیار

با فرار شاه از کشور در 26 دی 1357، انقلاب مردم ایران به رهبری امام خمینی رحمه الله برای پیروزی و ریشه کنی نظام استبدادی و شاهنشاهی شتاب گرفت. با ورود آن رهبر فرزانه به ایران، شمارش معکوس سرنگونی رژیم آغاز شد. بختیار و پشتیبانش، امریکا، از پیش به چنین حقیقتی آگاه بودند. بنابراین، درصدد مانع تراشی و جلوگیری از ورود امام برآمدند، ولی با راه پیمایی های گسترده میلیونی و اعتصاب های پر دامنه مردم معترض و خشمگین روبه رو شدند. ازاین رو، فرودگاه ها که به دستور بختیار برای جلوگیری از ورود امام بسته شده بود، باز شد و امام در دوازده بهمن به وطن بازگشت. ورود امام، شمارش معکوس برای نابودی رژیم بود و با پیوستن ارتش به مردم، انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید.

جاء الحق و زهق الباطل

هجرت بندگان صداقت پیشه خداوند، هماره آغازگر تحولات شگرف و تاریخ ساز بوده است. این سنت الهی برای همیشه در دوره های گوناگون، جاری است و مهاجران الی الله، با هجرت و مجاهدت خویش، راه هدایت را برای مردم می گشایند و هموار می سازند. خداوند، جایگاه دین مردمان را بلندترین مقام نزد خدا قرار می دهد و می فرماید: «آنها که ایمان آوردند و هجرت کردند و با اموال و جان هایشان در راه خدا جهاد کردند، مقامشان نزد خدا برتر است و آنها پیروز رستگارند.» با هجرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، تاریخ فروزان اسلام رقم خورد. با هجرت امام حسین علیه السلام ، تاریخ سرخ شیعه نگاشته شد و در عصر ما نیز با هجرت سلاله نورآگین مردی بزرگ از خاندان عصمت و طهارت، حضرت امام خمینی رحمه الله ، آیین ناب نبوی و قیام حیات بخش حسینی احیا گشت. خمینی با قدم صدق از ایران خارج شد و با قدم صدق به ایران آمد و مصداق «جاء الحق و زهق الباطل» در عصر ما آشکار شد.

امام خمینی

بازگشت امام

امام خمینی(ره) از سیزده آبان سال 1342 تا دوازده بهمن سال 1357، یعنی حدود چهارده سال در تبعید و به سر بردند و در سال 1343 ابتدا به ترکیه و پس از مدتی به عراق تبعید شد و اوقات پایانی دوری از وطن را در فرانسه و در دهکده ای به نام نوفل لوشاتو گذراند. نوفل لوشاتو در روزهای اوج نهضت، به قلب تپنده انقلاب ایران تبدیل شده بود. وقتی امام را به ترکیه تبعید می کردند، شاه و امریکا هیچ گاه پیش بینی نمی کردند که او روزی پیروزمندانه به ایران باز گردد و رژیم شاهنشاهی را از بن برکند.

پس از خروج شاه در 26 دی 1357، امام در پیامی کوتاه خطاب به خبرگزاری های جهان اعلام کرد: «خروج شاه از ایران، اولین مرحله پایان یافتن سلطه جنایت بار پنجاه ساله رژیم پهلوی می باشد که به دنبال مبارزات قهرمانانه ملت ایران صورت گرفته است. من این پیروزی را به ملت تبریک می گویم.» همچنین ایشان اعلام کرد که در اولین فرصت به ایران باز می گردند.

به تعویق افتادن بازگشت

در حالی که قرار بود پرواز انقلاب در روز ششم بهمن امام خمینی رحمه الله را از فرانسه به ایران بیاورد، سازمان هواپیمایی کشور اعلام کرد که به علت بدی هوا و نبود دید کافی، همه پروازها لغو شده است

در حالی که یاران حضرت امام و مبارزان مذهبی، با وجود تمام نگرانی ها در تدارک برگزاری مراسم استقبال باشکوهی از امام بودند، اعلام خبر تصمیم امام برای آمدن، مسئولان و سردمداران رژیم پهلوی را سخت به تکاپو انداخت. آنان که به شدت از تظاهرات خیابانی مردم بر ضد رژیم پهلوی هراسناک شده بودند، ورود امام را به کشور، پایانی بر تمام امیدهایشان می پنداشتند و یقین داشتند که در این صورت، طومار سلطنت پهلوی برچیده خواهد شد. بنابراین، درصدد مقابله با ورود امام به کشور یا مانع تراشی در برابر تصمیم امام برآمدند. بختیار در مقام نخست وزیری، نقشه های گوناگونی در سر می پروراند که انفجار هواپیمای امام یا منحرف کردن مسیر هواپیمای حامل امام و سپس دستگیری ایشان از آن جمله بود که هیچ یک عملی نشد. تیر آخر او، بستن فرودگاه ها به روی هواپیمای امام بود. در حالی که قرار بود پرواز انقلاب در روز ششم بهمن امام خمینی رحمه الله را از فرانسه به ایران بیاورد، سازمان هواپیمایی کشور اعلام کرد که به علت بدی هوا و نبود دید کافی، همه پروازها لغو شده است.

اعتراض مردم به بسته شدن فرودگاه ها

بختیار

با انتشار خبر بسته شدن فرودگاه ها و جلوگیری دولت بختیار از ورود حضرت امام به کشور، مردم با تظاهرات و راه پیمایی های خود، به اقدام دولت اعتراض کردند. همه افسران نیروهای سه گانه در پایگاه های خود در تهران، اصفهان، کرمانشاه، دزفول، همدان و بوشهر اعتصاب کردند و سپس به صفوف تظاهرکنندگان معترض پیوستند. در تهران، سیل جمعیت تظاهر کننده به سوی فرودگاه مهرآباد به راه افتادند. روحانیان مبارز سراسر کشور که برای استقبال از امام به تهران آمده بودند، با تحصن در مسجد دانشگاه اعلام کردند تا بازگشت امام به کشور به تحصن ادامه خواهند داد. مردم و دانشجویان نیز به جمع تحصین کنندگان می پیوستند. فردای آن روز، مردم در راه پیمایی عظیم یک میلیونی به مناسبت رحلت پیامبر اسلام، در حمایت از امام شعار دادند. در بسیاری از نواحی شهر تهران نیز زد و خوردهای شدیدی میان نیروهای انتظامی و تظاهرکنندگان روی داد. تیراندازی در نواحی مختلف لحظه ای قطع نمی شد. خبرگزاری پاریس اعلام کرد یکی از میدان های شهر، به میدان جنگ شباهت پیدا کرد و تعداد کشته ها در پایتخت را سه هزار تن گزارش کرد. روزنامه اطلاعات نوشت: «غرب و جنوب غرب تهران، غرق در شعله های آتش بود».

کوتاه آمدن دولت بختیار

در پی تحصن ها و تظاهرات خونین مردم در اعتراض به بسته شدن فرودگاه ها، دولت بختیار عقب نشینی کرد و شکست را پذیرفت. بختیار در نهم بهمن ماه اعلام کرد که فرودگاه مهرآباد امروز باز خواهد شد و هیچ ممانعتی برای ورود امام به کشور وجود ندارد. هیئت دولت در دهم بهمن اعلام کرد که ورود هواپیمای حامل امام به فرودگاه مهرآباد تهران بدون اشکال است. با اعلام این خبر، کمیته استقبال از امام در پیامی اعلام کرد که امام خمینی رحمه الله در ساعت نه صبح پنج شنبه دوازده بهمن در تهران خواهد بود.

در پی تحصن ها و تظاهرات خونین مردم در اعتراض به بسته شدن فرودگاه ها، دولت بختیار عقب نشینی کرد و شکست را پذیرفت

امام خمینی رحمه الله بر فراز آسمان ها

شام گاه یازده بهمن، هواپیمای امام خمینی رحمه الله غرش کنان از فرودگاه شارل دوگل فرانسه به آسمان پرواز کرد. امام نماز شب را در طبقه دوم هواپیما به جای آورد و سپس در طبقه پایین هواپیما استراحت کرد. مهماندار هواپیما از مشاهده آرامش امام متعجب شده بود. هنگام طلوع فجر، امام و همراهان نماز صبح را به جماعت به جا آوردند. زمان ورود هواپیما به آسمان ایران، خبرنگاری از امام پرسید: «چه احساسی دارید؟» و امام پاسخ داد: «هیچ.» امام هیچ احساسی نداشت؛ چرا که او فقط بر مبنای تکلیف عمل می کرد. پیروزی و شکست برای او، هر دو زیبا بود. همان طور که شکست، او را ناامید نمی کرد، پیروزی نیز احساسات شخصی اش را برنمی انگیخت.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 9 بهمن1390 توسط محمد كرامتي نژاد

بسم الله الرحمن الرحیم  

السلام علیک یا صاحب الزمان

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

سلام 

حلول ماه ربیع الاول ماه جشن و سرور اهل البیت ( ع ) را به تمامی مسلمین تبریک میگویم .

رسول گرامی اسلام صلوات الله علیه و آله فرمودند:

هرکس بشارت ماه ربیع الاول را به من بدهد من هم بشارت بهشت را به او می دهم .

ماه ربیع الاول آغاز شده است؛ ماهی که در آن حوادث تاریخی مهمی اتفاق افتاده است که از آن جمله، حادثه مهم و تاریخی لیلة المبیت، هجرت حضرت محمد صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه، ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق علیه السلام، ازدواج حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم با حضرت خدیجه علیها السلام، آغاز امامت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه و هلاکت یزید بن معاویه از جمله حوادث فرخنده این ماه است.

همچنین غزوه بنی نضیر در سال چهارم هجری، صلح امام حسن مجتبی علیه السلام با معاویه در سال 41 قمری، شهادت حضرت امام حسن عسگری علیه السلام در سال 260 قمری، واقعه احراق مکه در هنگام جنگ یزید با عبدالله بن زبیر در سال 64 قمری، حادثه صاحب زنج و قتل 300 هزار نفر از مردم بصره به دست موفق عباسی در سال 258 از دیگر حوادث مهم ماه ربیع الاول است.

 

اللهم عجـــل لولیک الفـــرج


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 بهمن1390 توسط محمد كرامتي نژاد
 

سخنان تابناک امام رضا علیه السلام


آیا بدون شناخت امام رضا علیه السلام و بهره گیری از نور و دانش و معارف او می توان ادعای پیروی از حضرتش را داشت؟ و چگونه کسی که از سنن معصومان علیه السلام تبعیت نکرده و از نورهدایت آنان بهره مند نشده  در روز قیامت امید شفاعت پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت او را دارد؟!

بر ماست که در گفتارها و وصایای آنان که به مثابه گنجینه های تمام ناشدنی و نعمتهای بی نظیرند، بخوبی کاوش کنیم.

امام هشتم میراثی عظیم از معارف و علوم، بویژه در حکمت الهی و بیان فلسفه و علل احکام و رد بر مذاهب باطله، از خویش بر جای نهاده است.

در این مطلب قصد داریم تعدادی از سخنان این امام بزرگوار را بیان نماییم تا از آنها بهره مند شویم.

علی بن شعیب گوید:

" بر ابوالحسن الرضا علیه السلام وارد شدم. از من پرسید: ای علی! زندگی کدام یک از مردم بهتر است؟ عرض کردم: سرورم! شما از من بدان آگاه ترید. فرمود: ای علی! هر کس که زندگی دیگری در زندگی او نکو شود. ای علی! زندگی کدام یک از مردم بدتر و ناگوارتر است؟ عرض کردم: شما داناترید؟

فرمود: کسی که دیگری در زندگی او زندگی نکند. ای علی! با نعمتها،  همسایه خوبی باشید که آنها رام نشده هستند و اگر از قومی گرفته شدند به آنها باز نخواهند گشت.

ای علی! بدترین مردمان کسی است که میهمانش را باز دارد و به تنهایی بخورد و بنده اش را بزند. به خداوند خوش گمان باش. هر کس که گمان خود را به خداوند نکو کند، خداوند نیز او را ناامید نخواهد کرد. و هر که به روزی کم راضی شد، به عمل کم از او راضی خواهد شد و هر که به اندک از حلال خرسند شود، هزینه اش سبک گردد و خانواده اش از نعمت برخوردار خواهد شد و خداوند او را به درد و درمان دنیا بینا سازد و او را به سلامت از دنیا به دارالسلام بیرون برد. بخیل را آرامش، حسود را لذت، ملول را وفا و دروغگو را مروت نیست."(1)

و نیز از آن حضرت نقل شده است که فرمود:

" وحشتناک ترین (صحنه ها) برای انسان سه جاست: روزی که زاده می شود و دنیا را می بیند، و روزی که می میرد و آخرت و اهل آن را مشاهده می کند، و روزی که برانگیخته می شود و احکامی را می بیند که در سرای دنیا ندیده است. خداوند در این سه جا بر یحیی و عیسی علیه السلام درود فرستاده است. درباره یحیی فرمود:

وَ سَلامٌ عَلیهِ یَومَ وُلِدَ وَ یَومَ یَمُوتُ وَ یَومَ یُبعَثُ حَیّاً.(2)

" و درود بر او روزی که زاده شد و روزی که می میرد که زنده برانگیخته می شود."

و درباره عیسی فرمود:

وَالسَّلامُ عَلَیَّ یَومَ وُلِدتُّ وَ یَومَ أَمُوتُ وَ یَومَ أُبعَثُ حَیّاً(3)

" و درود بر من روزی که زاده شدم و روزی که می میرم و روزی که زنده برانگیخته می شوم."

خرد انسان مسلمان تمام نگردد مگر آنکه در او ده ویژگی باشد: از او امید خیر باشد، از بدی او در امان باشند، خیراندک از سوی دیگران را بسیار شمارد، خیر بسیار خود را کم انگارد، هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود، در طول عمر خود از دانش جویی خسته نشود، فقر در راه خدا برایش محبوب تر از توانگری باشد، خواری در راه خداوند برایش محبوب تر از سرفرازی در راه دشمن خدا باشد، گمنامی برایش شیرین تر از شهرت و بلندآوازگی باشد. سپس فرمود: دهم، و دهمی چیست؟ گفته شد: چیست؟ فرمود: کسی را نبیند جز آنکه می گوید او بهتر و پرهیزکارتر از من است.

همانا مردم دو دسته اند: یکی بهتر و باتقواتر از او و دیگر بدتر و پست تر از او. پس چون با بدتر و پست تر از خود دیدار کند، گوید: شاید خوبی این مرد پنهان باشد این برای او بهتر باشد و خوبی من نمایان است و این برای من بدتر است و چون به کسی که بهتر و با تقواتر از اوست برخورد کند برای او فروتنی کند تا بدو ملحق شود پس چون چنین کند، بزرگی اش فزونی گیرد و خوبی اش بهتر شود و یادش نکو گردد و بر اهل زمانه سروری یابد. (4)

 

مشکات کبریا


فروغ روشن مشکات کبریاست رضا                                               نشان زنده آیات هل اتی است رضا

دلیل خلقت کون و حقیقت قرآن                                                 بحار رحمت و سرچشمه بقاست رضا

ضیای کنگره عرش و روشنای زمین                                          امام هشتم و حاکم به ماسواست رضا

اساس دانش و تقوی، اصول فضل و کرم                                              پناه امن اسیران مبتلاست رضا

همای دولت او را فضای گیتی تنگ                                                   ز تخته بند تن و آرزو رهاست رضا

شگفت نیست اگر شرط وحدت است چرا                            که محو عشق و به دریای حق نماست رضا

وجود هر دو جهان از طفیل هستی اوست                                    مدار قطب زمین، حجّت خداست رضا

عجب مدار اگر خاک کوی او بویم                                             که جان خسته ما را شفا رضاست، رضا

شکوه منزلتش را چسان کنم تقریر؟                                           که جانشین نبی، پور مرتضاست رضا

از آن خدای رضایش لقب نموده رضا                                             مشیّت ازلی را به حق رضاست رضا


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 بهمن1390 توسط محمد كرامتي نژاد
 
 مردى از دنیا مى رود که دنیا، چشم انتظارش بود تا بیاید و دایره نبوت را در افق باز چشم هایش، به پایان برساند؛ مردى که دنیا چشم انتظارش نشست تا نقطه بگذارد بر انتهاى سطر پیامبرى و نامه رسالت را مُهر بنگارد با نقش نگین خاتمیت.

مردى از دنیا مى رود که آخرت را همچون پنجره اى دیگر بر نگاه هاى بشر گشود، تا بنگرند، تا بدانند که ساحل نشینان دنیا را روزنه اى هست که مى تواند به دریاى آخرت برساندشان؛

مردى که دنیا و آخرت را همچون دو چشم در کنار هم، همچون دو بال براى یک پرنده به تصویر کشید؛

مردى که دست هاى دنیا و آخرت را در دست هم گذاشت.

مردى از دنیا مى رود که انسان ها را گره زد به وظیفه خویش؛

مردى که زیر بازوى عقل را گرفت تا برخیزد، مرهم بر زخم هاى معنویت نهاد تا جان بگیرد و ایمان را همچون شعله اى همواره سوزان، در چراغدان جان و روان آدمى برافروخت تا از تیرگى ها نهراسد و در تاریکى ها نمیرد.

 

واپسین نفس هاى مهربان

دریاى بى کرانه اى که اینک در بستر آرمیده است و نفس هاى مهربانش به شماره افتاده اند، سال هاى سال، ستون هاى عرش را بر دوش کشیده و عمرى، دلیل هستى بوده است.

آری! دیگر این کوچه ها، صداى گام هاى کسى را نمى شنوند که سپیده را در رگ هاى شهر جارى مى کرد و پرندگان، جاى پایش را بوسه مى زدند و فرشتگان، در رشحات وضویش غسل مى کردند؛ همان مردى که از فراز بام خانه ها، باران خاکروبه بر سرش مى بارید و او به عیادت این جفاى بى حرمت مى رفت

خسته است. شاید این لحظه هاى در بستر افتادن، قدرى به آغوش آرامش ببرند آن چشم هایى را که هرگز آسوده خاطر نخوابیده اند؛ چشم هایى که شب تا صبح، به آسمان خیره بود و نگران سرنوشت اهالى خاک، تمام دعاهاى خیرخواهش را به درگاه خدا مى برد.

... چگونه این همه سال رنج پیامبرى را بر دوش کشیدى و «لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ اَجْرا»، ورد زبانت بود!

چگونه این همه دویدى با گام هایى که لحظه اى نیاسودند و جز مشقت، سرنوشتى نداشتند؟ از مکه به مدینه، از نیمه شب هاى تهجّد به معراج، از خندق به خیبر و اُحد و بدر... از حرا به شعب ابى طالب... چه فرسنگ هاى جان فرسایى را پشت سر گذاشتى!

 

همیشه نگران «امت» بودى

دیگر تمام شد؛ تمام آن روزهاى بى قرارى و شب هاى بى خواب که گمراهىِ مردمِ زمانه، تو را آسوده خاطر نمى گذاشت؛ تو را که در همه لحظه ها، براى رونق سفره هایشان و براى خاطر روشناى خانه ذهن و دلشان، خواب و خور نداشتى.

دیگر آرام باش که پروردگار، بار سنگین نبوت را از شانه هاى پرطاقت این همه سال تو برگرفت و تو، امانت خطیر خویش را به منزل مقصود رساندى.

آه از دل مهربان تو اى رحمه للعالمین که در این واپسین نفس ها مدام زیر لب زمزمه مى کنى: امّتى، أمّتى...

آری! دیگر این کوچه ها، صداى گام هاى کسى را نمى شنوند که سپیده را در رگ هاى شهر جارى مى کرد و پرندگان، جاى پایش را بوسه مى زدند و فرشتگان، در رشحات وضویش غسل مى کردند؛ همان مردى که از فراز بام خانه ها، باران خاکروبه بر سرش مى بارید و او به عیادت این جفاى بى حرمت مى رفت.

تا هنوز و همیشه، حنجره مؤذنان توحید به شوق او فریاد مى شود و گلدسته هاى زمین، به بلنداى نام او تکیه دارند؛ رسول مهربانى که خدا به او فرمود: «براى این امت فراوان دعا کن که دعاى تو مایه آرامش آنهاست...».


به زودى خواهى دید جمعى به این گمان که مى‏خواهى مرا در كنار قبر جدم به خاک بسپاری براى جلوگیرى گرد هم مى‏آیند و مقابل تان می ایستند. اكنون به تو سفارش مى‏كنم براى خاطر خدا سعى كن در پاى جنازه من، خونی ریخته نشود.


شیخ مفید(ره) این دانشمند پرآوازه اسلامی در کتاب «الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد» خود که به «الارشاد» معروف است در فصل مربوط به شهادت امام حسن علیه السلام می نویسد:

معاویه برای جَعده، دختر اشعث بن قیس پیغام فرستاد که:

أَنِّی مُزَوِّجُكِ یَزِیدَ ابْنِی‏ عَلَى أَنْ تَسُمِّیَ الْحَسَنَ ؛ من تو را به ازدواج پسرم یزید در می آورم به شرط آنکه [امام] حسن [علیه السلام] را مسموم کنی و او را به قتل رسانی. هزار درهم نیز برای او فرستاد.

جعده خواست معاویه را عملی کرد و امام علیه السلام را مسموم ساخت. معاویه خوشخدمتی جعده را با پول پاسخ داد؛ اما هیچگاه او را به عقد یزید در نیاورد. پس از شهادت امام حسن علیه السلام جعده با مردی از آل طلحه ازدواج کرد و از او صاحب فرزندانی شد. از آن پس هرگاه بین فرزندانی از قریش و آن فرزندان گفتگویی در می گرفت؛ قریشی ها آنها را سرزنش کرده  و آنها چنین خطاب می کردند: یَا بَنِی مُسِمَّةِ الْأَزْوَاجِ ؛ ای فرزندان زنی که شوهران خود را مسموم می کند. (1)

زمانی که لحظه شهادت امام حسن علیه السلام نزدیک شد. آن حضرت برادرش حسین بن علی علیهما السلام را طلب کرد و در آن لحظات پایانی به او گفت:

«یَا أَخِی إِنِّی مُفَارِقُكَ وَ لَاحِقٌ بِرَبِّی جَلَّ وَ عَزَّ وَ قَدْ سُقِیتُ السَّمَّ»؛

اى برادر! به زودى از تو جدا مى‏شوم و به دیدار پروردگار خود، نائل مى‏گردم. مرا مسموم کرده اند و امروز پاره جگرم در میان طشت افتاد؛ می دانم چه كسى این جفا را بر من كرده و این ظلم از كجا سرچشمه گرفته؛ من در پیشگاه خدا با وى دشمنى خواهم كرد؛ ولی سوگند به حقى كه بر تو دارم از تو می خواهم که این پیش‏آمد و مرتكب آن را تعقیب مكن و منتظر قضای الهی درباره من باش.

امام حسین علیه السلام فرمود به خدا سوگند! اگر برادرم با من پیمان نبسته بود كه در پاى جنازه او خونی ریخته نشود می دیدید که چگونه شمشیرهاى الهى از نیام بیرون مى آمد و دمار از روزگار شما درمی آوردند. شما همان روسیاهانی هستید که عهد میان ما و خودتان را شكستید و شرائط آن را باطل ساختید

«فَإِذَا قَضَیْتُ فَغَمِّضْنِی وَ غَسِّلْنِی وَ كَفِّنِّی وَ احْمِلْنِی عَلَى سَرِیرِی إِلَى قَبْرِ جَدِّی رَسُولِ اللَّهِ ص لِأُجَدِّدَ بِهِ عَهْداً ثُمَّ رُدَّنِی إِلَى قَبْرِ جَدَّتِی فَاطِمَةَ بِنْتِ أَسَدٍ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَیْهَا فَادْفِنِّی هُنَاكَ»؛

هر گاه من از دنیا رفتم چشم مرا بپوشان و غسل بده و كفن كن و بر تختخه ای (تابوتی) گذارده؛ كنار مزار جدم رسول خدا صلی الله علیه وآله ببر تا تجدید عهدى كنم. سپس مرا به سوی قبر جده‏ام فاطمه بنت اسد (مادر امیرالمومنین) منتقل کن و در آنجا به خاك بسپار.

سپس فرمود:

به زودى خواهى دید جمعى به این گمان که مى‏خواهى مرا در كنار قبر جدم به خاک بسپاری براى جلوگیرى گرد هم مى‏آیند و مقابلتان می ایستند. اكنون به تو سفارش مى‏كنم براى خاطر خدا سعى كن در پاى جنازه من، خونی ریخته نشود.

پس از آن درباره خانواده و فرزندانش و آنچه از او باقی می ماند به امام حسین علیه السلام وصیت کرد و نیز آنچه را که امیرالمومنین علیه السلام هنگام شهادت و انتقال امامت به امام حسن علیه السلام به او وصیت کرده بود به برادرش امام حسین علیه السلام وصیت نمود.

امام حسن

بعد از آنکه امام حسن علیه السلام چشم از دنیا فرو بست؛ امام حسین علیه السلام ، برادر را غسل داد و كفن كرد و بر روى سریری گذارد تا طبق وصیتش براى آخرین وداع ، بدن مطهرش را کنار قبر مقدس رسول خدا ص ببرد.

مروان و سایر بنی امیه که جزء دار و دسته او بودند یقین کردند که مردم مشایعت کننده قصد دارند بدن مطهر را در کنار رسول خدا صلی الله علیه وآله به خاک بسپارند. از این رو خود را مجهز به تجهیزات نبرد کردند و با اجتماع خود راه را بر کاروان عزادار بستند.

فَلَمَّا تَوَجَّهَ بِهِ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ إِلَى قَبْرِ جَدِّهِ رَسُولِ اللَّهِ ص لِیُجَدِّدَ بِهِ عَهْداً أَقْبَلُوا إِلَیْهِمْ فِی جَمْعِهِمْ وَ لَحِقَتْهُمْ عَائِشَةُ عَلَى بَغْلٍ وَ هِیَ تَقُولُ مَا لِی وَ لَكُمْ تُرِیدُونَ أَنْ تُدْخِلُوا بَیْتِی مَنْ لَا أُحِبُّ

همینکه امام حسین علیه السلام بدن مبارک را به سوی مزار شریف حرکت دادند تا تجدید عهدی با جدش رسول خدا کرده باشد؛ طرف مقابل (پیروان سقیفه) در قالب جماعتی در مقابلشان صف آرایی کردند و مانع آنها شدند. عایشه هم سوار بر قاطری به جمع آنها ملحق شد؛ در حالی که می گفت:

ما را با شما چه کار؟! می خواهید کسی را وارد خانه من کنید که محبتی (و ارادتی) نسبت به او ندارم؟

مروان که زمینه را برای عقده گشایی مناسب دید دهان باز کرد و گفت: أَ یُدْفَنُ عُثْمَانُ فِی أَقْصَى الْمَدِینَةِ وَ یُدْفَنُ الْحَسَنُ مَعَ النَّبِیِّ؛ عثمان در دورترین نقطه مدینه دفن شود و حسن در کنار پیامبر؟! چنین چیزی نشدنی است.

و بعد با جمله وَ أَنَا أَحْمِلُ السَّیْفَ؛ تشیع کنندگان را تهدید به جنگ و برخورد شدید کرد.

نزدیک بود فتنه ای به پا شود که ابن عباس جلو رفت و خطاب به مروان گفت:

 ارْجِعْ یَا مَرْوَانُ مِنْ حَیْثُ جِئْتَ؛ برگرد به همان جایی که بودی؛ ما قصد نداریم این بدن مطهر را در کنار رسول خدا به خاک بسپاریم؛ تنها قصدمان این است که با زیارت دادن این بدن مبارک، تجدید عهدی با رسول خدا شده باشد و بعد از آن به سمت بقیع رفته و او را بنابر وصیت حضرتش در کنار قبر مادربزرگش فاطمه [بنت اسد] به خاک می سپاریم.

این چه رسوائى است؟ عایشه! روزى بر استر و روزى بر شتر! (اشاره به جنگ جمل) می خواهى نور خدا را خاموش كنى و با دوستان خدا بجنگى؟ بازگرد! از آنچه می ترسیدى خیالت راحت باشد که ما طبق وصیت، بدن مطهر را اینجا دفن نمی کنیم خوشحال باش که تو به هدفت رسیدى؛ ولی خدا هر گاه که باشد انتقام اهل بیت عصمت را از دشمنانشان خواهد گرفت

مطمئن باش اگر وصیت کرده بود که بدن مطهرش را کنار رسول خدا دفن کنیم تو کوچکتر از آن بودی که بتوانی مانع ما شوی و لکن آن حضرت به خدا و رسولش و نیز حرمت قبر شریفش بیش از دیگران عالم است و می دانست که نباید خرابى در آن پدید آید، چنانچه این كار را دیگران كردند و بدون اذن آن حضرت صلی الله علیه وآله به خانه اش وارد شدند،

سپس رو به عایشه کرد و گفت:

وَا سَوْأَتَاهْ یَوْماً عَلَى بَغْلٍ وَ یَوْماً عَلَى جَمَلٍ تُرِیدِینَ أَنْ تُطْفِئِی نُورَ اللَّهِ وَ تُقَاتِلِینَ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ ارْجِعِی

این چه رسوائى است؟ عایشه! روزى بر استر و روزى بر شتر! (اشاره به جنگ جمل) می خواهى نور خدا را خاموش كنى و با دوستان خدا بجنگى؟ بازگرد!

از آنچه می ترسیدى خیالت راحت باشد که ما طبق وصیت، بدن مطهر را اینجا دفن نمی کنیم خوشحال باش که تو به هدفت رسیدى؛ ولی خدا هر گاه که باشد انتقام اهل بیت عصمت را از دشمنانشان خواهد گرفت.

وَ قَالَ الْحُسَیْنُ وَ اللَّهِ لَوْ لَا عَهْدُ الْحَسَنِ إِلَیَّ بِحَقْنِ الدِّمَاءِ وَ أَنْ لَا أُهَرِیقَ فِی أَمْرِهِ مِحْجَمَةَ دَمٍ لَعَلِمْتُمْ كَیْفَ تَأْخُذُ سُیُوفُ اللَّهِ مِنْكُمْ مَأْخَذَهَا وَ قَدْ نَقَضْتُمُ الْعَهْدَ بَیْنَنَا وَ بَیْنَكُمْ وَ أَبْطَلْتُمْ مَا اشْتَرَطْنَا عَلَیْكُمْ لِأَنْفُسِنَا.

امام حسین علیه السلام فرمود به خدا سوگند! اگر برادرم با من پیمان نبسته بود كه در پاى جنازه او خونی ریخته نشود می دیدید که چگونه شمشیرهاى الهى از نیام بیرون مى آمد و دمار از روزگار شما درمی آوردند.

شما همان روسیاهانی هستید که عهد میان ما و خودتان را شكستید و شرائط آن را باطل ساختید. آنگاه جنازه مظلوم امام مجتبى علیه السلام را به طرف بقیع برده و در كنار قبر جده‏اش فاطمه بنت اسد به خاک سپردند. (2)


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 2 بهمن1390 توسط محمد كرامتي نژاد
طراح قالب : { معبرسايبري فندرسک}